temporalities

[ایالات متحده]/tɛmpəˈrælətiːz/
[بریتانیا]/tɛmˈpɔrəlˌɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع موقتی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

social temporalities

زمان‌های اجتماعی

cultural temporalities

زمان‌های فرهنگی

historical temporalities

زمان‌های تاریخی

multiple temporalities

چندگانه زمانی

different temporalities

زمان‌های متفاوت

linear temporalities

زمان‌های خطی

cyclical temporalities

زمان‌های چرخه‌ای

personal temporalities

زمان‌های شخصی

perceived temporalities

زمان‌های درک شده

socially constructed temporalities

زمان‌های ساختاریافته اجتماعی

جملات نمونه

different cultures perceive temporalities in unique ways.

فرهنگ‌های مختلف، گذر زمان را به روش‌های منحصربه‌فرد درک می‌کنند.

the study of temporalities reveals how societies organize their time.

مطالعه گذر زمان نشان می‌دهد که چگونه جوامع زمان خود را سازماندهی می‌کنند.

temporalities can influence our understanding of history.

گذر زمان می‌تواند بر درک ما از تاریخ تأثیر بگذارد.

in philosophy, temporalities often relate to existence and reality.

در فلسفه، گذر زمان اغلب به وجود و واقعیت مربوط می‌شود.

artists explore different temporalities in their works.

هنرمندان گذر زمان‌های مختلف را در آثار خود کاوش می‌کنند.

temporalities are crucial in the analysis of literature.

گذر زمان در تجزیه و تحلیل ادبیات بسیار مهم است.

understanding temporalities helps in managing projects efficiently.

درک گذر زمان به مدیریت کارآمد پروژه‌ها کمک می‌کند.

temporalities can shape our daily routines and habits.

گذر زمان می‌تواند روال و عادت روزانه ما را شکل دهد.

different temporalities can create conflicts in communication.

گذر زمان‌های مختلف می‌تواند باعث ایجاد تضاد در ارتباطات شود.

temporalities affect how we perceive future possibilities.

گذر زمان بر نحوه درک ما از امکانات آینده تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید