temptations

[ایالات متحده]/tɛmˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/tɛmˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل وسوسه کردن یا وسوسه شدن؛ چیزهایی که جلب می کنند یا جذابیت دارند

عبارات و ترکیب‌ها

resist temptations

مقاوم در برابر وسوسه‌ها

overcome temptations

غلبه بر وسوسه‌ها

face temptations

مواجهه با وسوسه‌ها

avoid temptations

اجتناب از وسوسه‌ها

yield to temptations

تسلیم در برابر وسوسه‌ها

embrace temptations

پذیرش وسوسه‌ها

temptations arise

وسوسه‌ها پدیدار می‌شوند

temptations linger

وسوسه‌ها طول می‌کشند

temptations abound

وسوسه‌ها فراوان هستند

جملات نمونه

he struggled to resist the temptations of junk food.

او برای مقاومت در برابر وسوسه‌های غذاهای ناسالم تلاش کرد.

temptations can lead us astray if we are not careful.

اگر مراقب نباشیم، وسوسه‌ها می‌توانند ما را گمراه کنند.

she gave in to the temptations of shopping during the sale.

او در طول حراج، در برابر وسوسه خرید تسلیم شد.

it's important to identify your temptations and manage them.

شناسایی وسوسه‌های خود و مدیریت آن‌ها مهم است.

he found it hard to ignore the temptations of social media.

او نمی‌توانست وسوسه‌های شبکه‌های اجتماعی را نادیده بگیرد.

temptations are everywhere, especially during holidays.

وسوسه‌ها همه جا هستند، به خصوص در تعطیلات.

she learned to cope with her temptations through mindfulness.

او یاد گرفت که با استفاده از ذهن‌آگاهی با وسوسه‌های خود کنار بیاید.

temptations can be both physical and emotional.

وسوسه‌ها می‌توانند هم جسمی و هم عاطفی باشند.

he often reflects on his temptations to improve himself.

او اغلب به وسوسه‌های خود فکر می‌کند تا خود را بهبود بخشد.

overcoming temptations requires strong willpower.

غلبه بر وسوسه‌ها به اراده قوی نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید