toughened

[ایالات متحده]/ˈtʌfənd/
[بریتانیا]/ˈtʌfənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی یا کسی را قوی یا مقاوم کرد

عبارات و ترکیب‌ها

toughened glass

شیشه نشکن

toughened steel

فولاد سخت‌شده

toughened skin

پوست سخت‌شده

toughened attitude

نگاه سخت‌شده

toughened heart

قلب سخت‌شده

toughened resolve

اراده سخت‌شده

toughened mindset

نگرش سخت‌شده

toughened performance

عملکرد سخت‌شده

toughened materials

مواد سخت‌شده

toughened laws

قوانین سخت‌شده

جملات نمونه

the glass was toughened to withstand high temperatures.

شیشه به گونه‌ای تقویت شده بود تا در برابر دمای بالا مقاومت کند.

she has a toughened exterior but is very sensitive inside.

او ظاهری سخت دارد اما در درون بسیار حساس است.

his toughened attitude helped him face challenges.

حرفه‌ای سخت او به او کمک کرد تا با چالش‌ها روبرو شود.

the toughened steel is used in construction for durability.

فولاد تقویت شده برای افزایش دوام در ساخت و ساز استفاده می شود.

after years of training, her skin has toughened.

پس از سال‌ها آموزش، پوست او سخت شده است.

they toughened the rules to ensure safety.

آنها قوانین را برای اطمینان از ایمنی سخت کردند.

his toughened resolve allowed him to succeed.

عزم راسخ او به او اجازه داد تا موفق شود.

the toughened glass is perfect for outdoor use.

شیشه تقویت شده برای استفاده در فضای باز عالی است.

she toughened her mind through meditation.

او ذهن خود را از طریق مدیتیشن تقویت کرد.

the athlete's toughened physique impressed the coaches.

اندام تقویت شده ورزشکار مربیان را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید