tendrilled

[ایالات متحده]/ˈtɛn.drɪld/
[بریتانیا]/ˈtɛn.drəld/

ترجمه

adj. دارای پیچک یا شبیه پیچک
n. پیچک‌ها؛ ساختارهای مارپیچی یا حلقه‌ای در گیاهان

عبارات و ترکیب‌ها

tendrilled vines

سرشاخه های پیچیده

tendrilled plants

گیاهان پیچیده

tendrilled leaves

برگ‌های پیچیده

tendrilled stems

ساقه های پیچیده

tendrilled growth

رشد پیچیده

tendrilled tendrils

سرشاخه های پیچ خورده

tendrilled shoots

ساقه های جوانه پیچیده

tendrilled flowers

گل های پیچیده

tendrilled structure

ساختار پیچیده

tendrilled pattern

الگوی پیچیده

جملات نمونه

the tendrilled vines climbed up the trellis beautifully.

سرشاخه های پیچیده به زیبایی روی داربست بالا رفتند.

the tendrilled leaves of the plant gave it a unique appearance.

برگ‌های پیچ خورده گیاه ظاهری منحصر به فرد به آن بخشید.

she admired the tendrilled flowers swaying in the breeze.

او گل‌های پیچ خورده را که در نسیم تاب می‌خوردند تحسین کرد.

the tendrilled stems of the cucumber wrapped around the fence.

ساقه های پیچ خورده خیار دور حصار پیچیده بودند.

he noticed the tendrilled growth of the climbing plant.

او رشد پیچ خورده گیاه رونده را متوجه شد.

the garden was filled with tendrilled plants reaching for the sun.

باغ پر از گیاهان پیچ خورده بود که به سمت خورشید رشد می‌کردند.

her fingers traced the tendrilled patterns on the fabric.

انگشتانش الگوهای پیچ خورده روی پارچه را دنبال کردند.

the tendrilled roots of the tree dug deep into the soil.

ریشه‌های پیچ خورده درخت عمیقاً در خاک ریشه دوانده بودند.

they planted tendrilled seedlings in the garden for a lush look.

آنها برای داشتن ظاهری سرسبز، نهال‌های پیچ خورده را در باغ کاشتند.

the tendrilled branches of the ivy created a natural curtain.

شاخه های پیچ خورده سرخک یک پرده طبیعی ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید