tentacle

[ایالات متحده]/'tentək(ə)l/
[بریتانیا]/'tɛntəkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیء بلند، انعطاف‌پذیر و باریک که به عنوان یک امتداد یا ضمیمه بر روی یک حیوان وجود دارد و برای احساس کردن یا گرفتن استفاده می‌شود (مانند بازوی یک اختاپوس یا ماهی مرکب)
Word Forms
زمان گذشتهtentacled
جمعtentacles

جملات نمونه

the tentacles of an octopus

خوشه‌های فرااختیار یک اختاپوس

the tentacle retracted quickly.

خزنده به سرعت جمع شد.

trailing tentacles of vapour.

خوشه‌های بخار دنبال‌کننده

cut off the tentacles of the aggressors

خوشه‌های مهاجمان را قطع کنید

the Party's tentacles reached into every nook and cranny of people's lives.

خوشه‌های حزبی به هر گوشه و کنار زندگی مردم دسترسی داشت.

A hydromedusa spreads its luminescent tentacles in the Weddell Sea near Antarctica.

یک هیدرو‌مِدوزا خزنده‌های درخشان خود را در دریای ودل در نزدیکی قطب جنوب پخش می‌کند.

The top of the cloud rises into a jellyfish shape and long tentacles known as “trailing virga” form from rain drops that have evaporated.

نوک ابر به شکل یک جهش‌کور بالا می‌رود و رشته‌های بلند گوشکوری به نام «ویرگای دنبال‌دار» از قطرات بارانی که تبخیر شده‌اند، تشکیل می‌شوند.

An unknown worm attach to the cephalothorax of the algae eating shrimp(Neocaridina denticulate).Just like its terrible tentacle, Scrabble everything ahead it.

یک کرم ناشناخته به بخش سر و سینه میگوی خوارک‌خوار (Neocaridina denticulate) متصل شده است. درست مانند خمش ترسناکش، اسکرابل همه چیز را در مسیر خود پیش می‌برد.

slender animal with tentacles and a tubelike outer covering; lives on the deep ocean bottom.

یک حیوان باریک با خزنده‌ها و پوشش بیرونی لوله‌ای؛ در اعماق اقیانوس زندگی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید