thankfully, everything went smoothly.
خوشبختانه، همه چیز به خوبی پیش رفت.
she thankfully accepted the armchair she was offered.
او با تشکر صندلی راحتی که به او پیشنهاد شده بود را پذیرفت.
They came out of the tunnel and thankfully breathed the fresh air.
آنها از تونل بیرون آمدند و خوشبختانه هوای تازه را تنفس کردند.
He’s been extremely sick, but thankfully he’s off the danger list now.
او به شدت بیمار بوده است، اما خوشبختانه اکنون از لیست خطر خارج شده است.
Thankfully, he sank back into his comfortable chair; someone else would do the job.
خوشبختانه، او دوباره در صندلی راحت خود فرو رفت؛ شخص دیگری این کار را انجام می دهد.
Thankfully, the weather cleared up for the outdoor event.
خوشبختانه، هوا برای رویداد فضای باز صاف شد.
I finished my work early, thankfully.
من خوشبختانه کارم را زود تمام کردم.
Thankfully, she remembered to bring her phone.
خوشبختانه، او به یاد آورد که تلفن همراهش را با خود بیاورد.
The bus arrived on time, thankfully.
اتوبوس به موقع رسید، خوشبختانه.
Thankfully, the doctor said it was just a minor infection.
خوشبختانه، دکتر گفت فقط یک عفونت جزئی بود.
He found his lost wallet, thankfully.
او کیف پول گمشده اش را پیدا کرد، خوشبختانه.
Thankfully, the power came back on after a short outage.
خوشبختانه، برق پس از یک قطعی کوتاه دوباره وصل شد.
She passed her exam, thankfully.
او خوشبختانه در امتحان قبول شد.
Thankfully, the restaurant had a table available for us.
خوشبختانه، رستوران برای ما میزی داشت.
The rain stopped just in time for the outdoor wedding, thankfully.
خوشبختانه، باران درست به موقع برای عروسی فضای باز بند شد.
thankfully, everything went smoothly.
خوشبختانه، همه چیز به خوبی پیش رفت.
she thankfully accepted the armchair she was offered.
او با تشکر صندلی راحتی که به او پیشنهاد شده بود را پذیرفت.
They came out of the tunnel and thankfully breathed the fresh air.
آنها از تونل بیرون آمدند و خوشبختانه هوای تازه را تنفس کردند.
He’s been extremely sick, but thankfully he’s off the danger list now.
او به شدت بیمار بوده است، اما خوشبختانه اکنون از لیست خطر خارج شده است.
Thankfully, he sank back into his comfortable chair; someone else would do the job.
خوشبختانه، او دوباره در صندلی راحت خود فرو رفت؛ شخص دیگری این کار را انجام می دهد.
Thankfully, the weather cleared up for the outdoor event.
خوشبختانه، هوا برای رویداد فضای باز صاف شد.
I finished my work early, thankfully.
من خوشبختانه کارم را زود تمام کردم.
Thankfully, she remembered to bring her phone.
خوشبختانه، او به یاد آورد که تلفن همراهش را با خود بیاورد.
The bus arrived on time, thankfully.
اتوبوس به موقع رسید، خوشبختانه.
Thankfully, the doctor said it was just a minor infection.
خوشبختانه، دکتر گفت فقط یک عفونت جزئی بود.
He found his lost wallet, thankfully.
او کیف پول گمشده اش را پیدا کرد، خوشبختانه.
Thankfully, the power came back on after a short outage.
خوشبختانه، برق پس از یک قطعی کوتاه دوباره وصل شد.
She passed her exam, thankfully.
او خوشبختانه در امتحان قبول شد.
Thankfully, the restaurant had a table available for us.
خوشبختانه، رستوران برای ما میزی داشت.
The rain stopped just in time for the outdoor wedding, thankfully.
خوشبختانه، باران درست به موقع برای عروسی فضای باز بند شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید