thickly

[ایالات متحده]/'θikli/
[بریتانیا]/ˈ θɪklɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت متراکم؛ به صورت فشرده؛ به صورت سرسبز؛ با صدای خشن و نامشخص، به طور مکرر

عبارات و ترکیب‌ها

covered thickly

پوشیده شده به صورت ضخیم

grow thickly

به صورت ضخیم رشد کردن

spread thickly

به صورت ضخیم پخش شدن

layered thickly

به صورت لایه ای ضخیم

جملات نمونه

spread the peanut butter thickly on the bread

كره بادام زمين را به مقدار زياد و ضخيم روي نان بماليد

snow was falling thickly in the mountains

برف به طور ضخيم در کوه‌ها می‌بارید

apply the ointment thickly to the affected area

مالح را به مقدار زیاد و ضخیم بر روی ناحیه آسیب دیده بمالید

thickly sliced tomatoes are perfect for sandwiches

گوجه فرنگی‌های ضخیم برش خورده برای ساندویچ عالی هستند

paint the walls thickly for better coverage

برای پوشش بهتر، دیوارها را به مقدار زیاد رنگ کنید

her hair was thickly coated with mud

موهای او به مقدار زیاد با گل پوشیده شده بود

spread the icing thickly on the cake

كريم را به مقدار زياد و ضخيم روي كيك بماليد

the fog hung thickly in the air

مه به طور ضخيم در هوا آويزان بود

the forest was thickly populated with various animals

جنگل به طور ضخيم با انواع حيوانات پر شده بود

thickly padded cushions provide extra comfort

بالشتک‌های ضخیم پددار راحتی بیشتری فراهم می‌کنند

نمونه‌های واقعی

I anointed mine head with oil and covered my face thickly with powder.

من سر خود را با روغن خرد و صورت خود را به طور ضخیم با پودر پوشاندم.

منبع: My life

When you cut the squash, make sure you don't cut the slices too thickly.

وقتی کدو را برش می‌زنید، مطمئن شوید که برش‌ها را خیلی ضخیم نمی‌کنید.

منبع: Environment and Science

“S'all dark, Harry, ” Ron muttered thickly.

«همه تاریک است، هری،» رون به طور ضخیم غرغر کرد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

" So how was Slughorn's latest party? " Harry asked her thickly through the gum shield.

" پس مهمانی آخر اسلغهورن چطور بود؟" هری از طریق محافظ دهان به طور ضخیم از او پرسید.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

" ...the dragon, " finished the Grazdan with the spiked beard, who spoke the Common Tongue so thickly.

" ...اژدها،" گرازدان با ریش خاردار تمام کرد، که به طور ضخیم به زبان مشترک صحبت می‌کرد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

The snow falls so thickly, that in a few hours the traveller is buried beneath the drifts.

برف به طور ضخیم می‌بارد، به طوری که در عرض چند ساعت مسافر زیر برف‌ها دفن می‌شود.

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

Snow was falling thickly upon the castle and its grounds now.

حالا برف به طور ضخیم روی قلعه و زمین‌های آن می‌بارید.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Night found him legweary, with hands and face lashed by the branches, on a thickly wooded ridge.

شب او را خسته از پا یافت، با دست و صورتی که توسط شاخه‌ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، در یک یال پر درخت.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

" She seems to love him, " said Ron thickly (he had just started on a cream cake) .

" به نظر می‌رسد او عاشق اوست،" رون به طور ضخیم گفت (او همین الان شروع به خوردن یک کیک خامه‌ای کرده بود).

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

His age may have been fifty or thereabouts, for his black, curly hair was thickly shot with gray.

ممکن بود سن او پنجاه سال یا بیشتر باشد، زیرا موهای سیاه و چنگالی او به طور ضخیم با خاکستری ترکیب شده بود.

منبع: The Sign of the Four

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید