thriftily

[ایالات متحده]/ˈθrɪf.tɪ.li/
[بریتانیا]/ˈθrɪf.tɪ.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور صرفه‌جویانه یا اقتصادی; به صورت شکوفا یا موفق

عبارات و ترکیب‌ها

spend thriftily

هزینه کردن با دقت

live thriftily

زندگی کردن با دقت

shop thriftily

خرید کردن با دقت

eat thriftily

غذا خوردن با دقت

invest thriftily

سرمایه گذاری کردن با دقت

travel thriftily

سفر کردن با دقت

decorate thriftily

تزیین کردن با دقت

manage thriftily

مدیریت کردن با دقت

dress thriftily

لباس پوشیدن با دقت

plan thriftily

برنامه ریزی کردن با دقت

جملات نمونه

she always shops thriftily to save money.

او همیشه با صرفه‌جویی خرید می‌کند تا پول پس‌انداز کند.

he managed to decorate his home thriftily.

او توانست خانه‌اش را به طور مقرون‌به‌صرفه تزئین کند.

they planned their vacation thriftily by choosing budget hotels.

آنها تعطیلات خود را به طور مقرون‌به‌صرفه برنامه‌ریزی کردند و هتل‌های ارزان قیمت را انتخاب کردند.

we can eat out thriftily by using coupons.

ما می‌توانیم با استفاده از کوپن‌ها به طور مقرون‌به‌صرفه غذا بخوریم.

she thriftily manages her expenses every month.

او هزینه‌های خود را به طور مقرون‌به‌صرفه هر ماه مدیریت می‌کند.

buying in bulk allows us to shop thriftily.

خرید عمده به ما این امکان را می‌دهد که به طور مقرون‌به‌صرفه خرید کنیم.

he thriftily uses leftovers to create new meals.

او با استفاده از غذای باقی‌مانده، وعده‌های غذایی جدیدی را به طور مقرون‌به‌صرفه تهیه می‌کند.

they live thriftily to pay off their debts faster.

آنها به طور مقرون‌به‌صرفه زندگی می‌کنند تا بدهی‌های خود را سریع‌تر پرداخت کنند.

the family thriftily grows their own vegetables.

خانواده سبزیجات خود را به طور مقرون‌به‌صرفه پرورش می‌دهد.

she thriftily finds ways to reduce her utility bills.

او به طور مقرون‌به‌صرفه راه‌هایی برای کاهش قبوض خود پیدا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید