spend thriftily
هزینه کردن با دقت
live thriftily
زندگی کردن با دقت
shop thriftily
خرید کردن با دقت
eat thriftily
غذا خوردن با دقت
invest thriftily
سرمایه گذاری کردن با دقت
travel thriftily
سفر کردن با دقت
decorate thriftily
تزیین کردن با دقت
manage thriftily
مدیریت کردن با دقت
dress thriftily
لباس پوشیدن با دقت
plan thriftily
برنامه ریزی کردن با دقت
she always shops thriftily to save money.
او همیشه با صرفهجویی خرید میکند تا پول پسانداز کند.
he managed to decorate his home thriftily.
او توانست خانهاش را به طور مقرونبهصرفه تزئین کند.
they planned their vacation thriftily by choosing budget hotels.
آنها تعطیلات خود را به طور مقرونبهصرفه برنامهریزی کردند و هتلهای ارزان قیمت را انتخاب کردند.
we can eat out thriftily by using coupons.
ما میتوانیم با استفاده از کوپنها به طور مقرونبهصرفه غذا بخوریم.
she thriftily manages her expenses every month.
او هزینههای خود را به طور مقرونبهصرفه هر ماه مدیریت میکند.
buying in bulk allows us to shop thriftily.
خرید عمده به ما این امکان را میدهد که به طور مقرونبهصرفه خرید کنیم.
he thriftily uses leftovers to create new meals.
او با استفاده از غذای باقیمانده، وعدههای غذایی جدیدی را به طور مقرونبهصرفه تهیه میکند.
they live thriftily to pay off their debts faster.
آنها به طور مقرونبهصرفه زندگی میکنند تا بدهیهای خود را سریعتر پرداخت کنند.
the family thriftily grows their own vegetables.
خانواده سبزیجات خود را به طور مقرونبهصرفه پرورش میدهد.
she thriftily finds ways to reduce her utility bills.
او به طور مقرونبهصرفه راههایی برای کاهش قبوض خود پیدا میکند.
spend thriftily
هزینه کردن با دقت
live thriftily
زندگی کردن با دقت
shop thriftily
خرید کردن با دقت
eat thriftily
غذا خوردن با دقت
invest thriftily
سرمایه گذاری کردن با دقت
travel thriftily
سفر کردن با دقت
decorate thriftily
تزیین کردن با دقت
manage thriftily
مدیریت کردن با دقت
dress thriftily
لباس پوشیدن با دقت
plan thriftily
برنامه ریزی کردن با دقت
she always shops thriftily to save money.
او همیشه با صرفهجویی خرید میکند تا پول پسانداز کند.
he managed to decorate his home thriftily.
او توانست خانهاش را به طور مقرونبهصرفه تزئین کند.
they planned their vacation thriftily by choosing budget hotels.
آنها تعطیلات خود را به طور مقرونبهصرفه برنامهریزی کردند و هتلهای ارزان قیمت را انتخاب کردند.
we can eat out thriftily by using coupons.
ما میتوانیم با استفاده از کوپنها به طور مقرونبهصرفه غذا بخوریم.
she thriftily manages her expenses every month.
او هزینههای خود را به طور مقرونبهصرفه هر ماه مدیریت میکند.
buying in bulk allows us to shop thriftily.
خرید عمده به ما این امکان را میدهد که به طور مقرونبهصرفه خرید کنیم.
he thriftily uses leftovers to create new meals.
او با استفاده از غذای باقیمانده، وعدههای غذایی جدیدی را به طور مقرونبهصرفه تهیه میکند.
they live thriftily to pay off their debts faster.
آنها به طور مقرونبهصرفه زندگی میکنند تا بدهیهای خود را سریعتر پرداخت کنند.
the family thriftily grows their own vegetables.
خانواده سبزیجات خود را به طور مقرونبهصرفه پرورش میدهد.
she thriftily finds ways to reduce her utility bills.
او به طور مقرونبهصرفه راههایی برای کاهش قبوض خود پیدا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید