tightwad

[ایالات متحده]/ˈtaɪtwɒd/
[بریتانیا]/ˈtaɪtwɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که reluctant به خرج کردن پول است؛ یک خسیس
Word Forms
جمعtightwads

عبارات و ترکیب‌ها

tightwad attitude

نگاه خسه‌گر

tightwad behavior

رفتار خسه‌گر

tightwad friend

دوست خسه‌گر

tightwad mentality

تفکر خسه‌گر

tightwad lifestyle

سبک زندگی خسه‌گر

tightwad habits

عادت‌های خسه‌گر

tightwad ways

روش‌های خسه‌گر

tightwad spending

هزینه‌های خسه‌گرانه

tightwad person

شخص خسه‌گر

جملات نمونه

he's such a tightwad that he never tips at restaurants.

او آنقدر خسیس است که در رستوران‌ها انعام نمی‌دهد.

being a tightwad can save you money, but it might cost you friendships.

خسیس بودن می‌تواند در هزینه‌ها صرفه‌جویی کند، اما ممکن است دوستی‌ها را از دست بدهید.

my father is a tightwad; he still uses coupons from the 90s.

پدر من خسیس است؛ هنوز از کوپن‌های دهه 90 استفاده می‌کند.

she called him a tightwad for refusing to buy new clothes.

او به خاطر این‌که لباس‌های جدید نمی‌خرد، او را خسیس خطاب کرد.

being a tightwad has its perks, like saving for a vacation.

خسیس بودن مزایایی دارد، مانند پس‌انداز برای تعطیلات.

his tightwad habits often lead to awkward situations with friends.

عادت‌های خسیسانه‌اش اغلب منجر به موقعیت‌های ناخوشایند با دوستان می‌شود.

don't be such a tightwad; sometimes it's worth spending a little more.

آنقدر خسیس نباشید؛ گاهی اوقات ارزش دارد کمی بیشتر هزینه کنید.

the tightwad refused to upgrade his phone, even though it was outdated.

خسیس حاضر نشد گوشی خود را ارتقا دهد، حتی اگر قدیمی شده بود.

her tightwad nature means she always looks for the best deals.

طبع خسیس‌اش باعث می‌شود همیشه دنبال بهترین معاملات باشد.

being a tightwad can sometimes make you miss out on great experiences.

خسیس بودن گاهی اوقات می‌تواند باعث شود از تجربیات عالی جا بیافتید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید