tined fork
چنگال دنداندار
tined tool
ابزار دندانهدار
tined rake
گریدر دنداندار
tined implement
ابزار دنداندار
tined shovel
بیل دنداندار
tined harrow
هارو دنداندار
tined pitchfork
چنگک دنداندار
tined cultivator
دستگاه وجینکن دنداندار
tined plow
نشتر دنداندار
tined spade
بیلچه دنداندار
he tined the fork before serving the salad.
او قبل از سرو سالاد چنگال را تمیز کرد.
the tined end of the tool makes it easier to pierce the material.
سر تیز ابزار باعث می شود سوراخ کردن مواد آسان تر شود.
she prefers using tined utensils for her cooking.
او ترجیح می دهد از وسایل آشپزی تیز برای آشپزی خود استفاده کند.
the tined blade cut through the fabric effortlessly.
تیغه تیز به راحتی از پارچه عبور کرد.
farmers often use tined cultivators to prepare the soil.
کشاورزان اغلب از کولتیواتورهای تیز برای آماده سازی خاک استفاده می کنند.
he carefully tined the edges of the metal sheet.
او با دقت لبه های ورقه فلزی را تمیز کرد.
the tined rake helped clear the leaves from the garden.
چنگال تیز به پاک کردن برگ ها از باغ کمک کرد.
she demonstrated how to use a tined tool for crafting.
او نحوه استفاده از ابزار تیز برای ساخت و ساز را نشان داد.
the tined spikes on the shoes provided better traction.
میخ های تیز روی کفش ها کشش بهتری را فراهم کردند.
using a tined pitchfork is essential for moving hay.
استفاده از چنگک تیز برای جابجایی کاه ضروری است.
tined fork
چنگال دنداندار
tined tool
ابزار دندانهدار
tined rake
گریدر دنداندار
tined implement
ابزار دنداندار
tined shovel
بیل دنداندار
tined harrow
هارو دنداندار
tined pitchfork
چنگک دنداندار
tined cultivator
دستگاه وجینکن دنداندار
tined plow
نشتر دنداندار
tined spade
بیلچه دنداندار
he tined the fork before serving the salad.
او قبل از سرو سالاد چنگال را تمیز کرد.
the tined end of the tool makes it easier to pierce the material.
سر تیز ابزار باعث می شود سوراخ کردن مواد آسان تر شود.
she prefers using tined utensils for her cooking.
او ترجیح می دهد از وسایل آشپزی تیز برای آشپزی خود استفاده کند.
the tined blade cut through the fabric effortlessly.
تیغه تیز به راحتی از پارچه عبور کرد.
farmers often use tined cultivators to prepare the soil.
کشاورزان اغلب از کولتیواتورهای تیز برای آماده سازی خاک استفاده می کنند.
he carefully tined the edges of the metal sheet.
او با دقت لبه های ورقه فلزی را تمیز کرد.
the tined rake helped clear the leaves from the garden.
چنگال تیز به پاک کردن برگ ها از باغ کمک کرد.
she demonstrated how to use a tined tool for crafting.
او نحوه استفاده از ابزار تیز برای ساخت و ساز را نشان داد.
the tined spikes on the shoes provided better traction.
میخ های تیز روی کفش ها کشش بهتری را فراهم کردند.
using a tined pitchfork is essential for moving hay.
استفاده از چنگک تیز برای جابجایی کاه ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید