tolerantly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با تحمل یا صبر.

جملات نمونه

to accept differences tolerantly

پذیرش تفاوت‌ها به صورت بردبارانه

to teach students tolerantly

آموزش دانش‌آموزان به صورت بردبارانه

to handle criticism tolerantly

مدیریت انتقاد به صورت بردبارانه

to approach challenges tolerantly

رویارویی با چالش‌ها به صورت بردبارانه

to communicate openly and tolerantly

ارتباط آزادانه و بردبارانه

to coexist peacefully and tolerantly

همزیستی مسالمت‌آمیز و بردبارانه

to view diverse perspectives tolerantly

نگرش بردبارانه به دیدگاه‌های متنوع

to treat others tolerantly

رفتار بردبارانه با دیگران

to resolve conflicts tolerantly

حل اختلافات به صورت بردبارانه

نمونه‌های واقعی

– and that a priority is therefore for us to tolerantly cut each other slack at every turn. 3.

– و این بدان معناست که اولویت ما این است که در هر فرصتی، با اغماض، یکدیگر را درجا بگذاریم. ۳.

منبع: Cultural Discussions

Americans, Conway reflected, had the knack of being able to say patronizing things without being offensive. He smiled tolerantly, but did not continue the conversation. His tiredness was of a kind that no amount of possible peril could stave off.

آمریکایی‌ها، کانوی فکر کرد، استعداد این را داشتند که بتوانند بدون توهین، چیزهای طلبکارانه بگویند. او با اغماض لبخند زد، اما ادامه گفتگو نکرد. خستگی او از نوعی بود که هیچ خطر احتمالی نمی‌توانست از آن جلوگیری کند.

منبع: The Disappearing Horizon

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید