suffer

[ایالات متحده]/ˈsʌfə(r)/
[بریتانیا]/ˈsʌfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحمل کردن; تجربه کردن
vi. آسیب دیدن; در درد بودن; تحت تأثیر قرار گرفتن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsuffering
قسمت سوم فعلsuffered
زمان گذشتهsuffered
شکل سوم شخص مفردsuffers
جمعsuffers

عبارات و ترکیب‌ها

suffer from

تحمل

suffer for

تحمل کردن برای

suffer loss

تحمل ضرر

suffer through

تحمل کردن از طریق

suffer defeat

تحمل شکست

suffer hunger

تحمل گرسنگی کردن

جملات نمونه

to suffer from lunacy

برای رنج بردن از جنون

suffer from an obsession

برای رنج بردن از یک وسواس

I will not suffer such conduct.

من چنین رفتاری را تحمل نخواهم کرد.

would not suffer fools.

احمق‌ها را تحمل نمی‌کرد.

Inward suffering is the worst of nemesis.

رنجش درونی بدترین دشمن است.

did he suffer at all?.

آیا اصلاً رنج برد؟

the school suffers from chronic overcrowding.

مدارس دچار ازدحام مزمن هستند.

a child suffering from asthma.

کودکی که از آسم رنج می‌برد.

suffering is part of our preparation for the hereafter.

رنج بخشی از آماده‌سازی ما برای زندگی پس از مرگ است.

she suffered a broken jaw.

او دچار شکستگی در فک شد.

he suffered intense pain.

او درد شدیدی را متحمل شد.

The enemy suffered heavy -ties.

دشمن متحمل تلفات سنگینی شد.

suffering the most exquisite torment

تحمل شکنجه بسیار نفیس

suffer from a serious illness

برای رنج بردن از یک بیماری جدی

نمونه‌های واقعی

If you forgo adequate rest, your body begins overreaching where fatigue increases and performance suffers.

اگر استراحت کافی را کنار بگذارید، بدن شما شروع به تلاش بیش از حد می‌کند، جایی که خستگی افزایش می‌یابد و عملکرد کاهش می‌یابد.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

The U.N. says that 400,000 civilians in eastern Ghouta suffered through the onslaught.

سازمان ملل متحد می‌گوید که ۴۰۰۰۰۰ غیرنظامی در غوطه شرقی در معرض حملات قرار گرفتند.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

The sort of pain that's only suffering.

نوعی درد که فقط رنج است.

منبع: House of Cards

If we started trying different materials, our quality would probably suffer.

اگر شروع به امتحان مواد مختلف کنیم، احتمالاً کیفیت ما کاهش می‌یابد.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

The less we expect, the less we will suffer.

هرچه کمتر انتظار داشته باشیم، کمتر رنج خواهیم کشید.

منبع: History of Western Philosophy

It is through this that they suffer famine.

از طریق همین موضوع است که آنها دچار قحطی می‌شوند.

منبع: Tao Te Ching

Whatever anguish she suffered she concealed.

هرگونه رنجی که متحمل شد را پنهان کرد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

We all suffer when we've been rejected.

ما همه وقتی طرد شده‌ایم، رنج می‌بریم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Oh, I hope that little creep suffered.

ای کاش آن خبیث کوچک رنج کشیده باشد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

The years long drought suffered in the West.

خشکسالی طولانی سال که در غرب رخ داده است.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید