tomboyism traits
ویژگیهای مردانهدوستی
tomboyism phase
فاز مردانهدوستی
tomboyism style
سبک مردانهدوستی
tomboyism trend
روند مردانهدوستی
tomboyism debate
بحث درباره مردانهدوستی
tomboyism identity
هویت مردانهدوستی
her tomboyism showed in her love of skateboarding after school.
اشتیاق او به اسکیتسواری بعد از مدرسه نشاندهنده پسرانه بودن او بود.
his parents worried that her tomboyism would invite unfair criticism.
والدینش نگران بودند که پسرانه بودن او باعث انتقادهای ناعادلانه شود.
she embraced her tomboyism and stopped apologizing for it.
او پسرانه بودن خود را پذیرفت و از آن معذرتخواهی نکرد.
they celebrated her tomboyism as part of her confident personality.
آنها پسرانه بودن او را بخشی از شخصیت با اعتماد به نفس او جشن گرفتند.
her tomboyism faded a bit during college, but never disappeared.
پسرانه بودن او کمی در طول دانشگاه کمرنگ شد، اما هرگز از بین نرفت.
her tomboyism was obvious in her casual style and short haircut.
پسرانه بودن او در سبک غیررسمی و مدل موی کوتاه او آشکار بود.
friends misread her tomboyism as coldness, which hurt her.
دوستان پسرانه بودن او را به عنوان سردی تفسیر کردند که به او آسیب رساند.
her tomboyism clashed with the school’s strict dress code.
پسرانه بودن او با قوانین سخت پوشش مدرسه در تضاد بود.
her tomboyism didn’t stop her from enjoying bright colors.
پسرانه بودن او از لذت بردن از رنگهای روشن او باز نداشت.
the coach valued her tomboyism for the grit it suggested.
مربی پسرانه بودن او را به دلیل مقاومت و پشتکارش ارزشگذاری میکرد.
she joked that her tomboyism came with a permanent bruise.
او شوخی کرد که پسرانه بودن او با یک کبودی دائمی همراه است.
her tomboyism sparked debates at home about gender expectations.
پسرانه بودن او بحثهایی را در خانه در مورد انتظارات جنسیتی به راه انداخت.
tomboyism traits
ویژگیهای مردانهدوستی
tomboyism phase
فاز مردانهدوستی
tomboyism style
سبک مردانهدوستی
tomboyism trend
روند مردانهدوستی
tomboyism debate
بحث درباره مردانهدوستی
tomboyism identity
هویت مردانهدوستی
her tomboyism showed in her love of skateboarding after school.
اشتیاق او به اسکیتسواری بعد از مدرسه نشاندهنده پسرانه بودن او بود.
his parents worried that her tomboyism would invite unfair criticism.
والدینش نگران بودند که پسرانه بودن او باعث انتقادهای ناعادلانه شود.
she embraced her tomboyism and stopped apologizing for it.
او پسرانه بودن خود را پذیرفت و از آن معذرتخواهی نکرد.
they celebrated her tomboyism as part of her confident personality.
آنها پسرانه بودن او را بخشی از شخصیت با اعتماد به نفس او جشن گرفتند.
her tomboyism faded a bit during college, but never disappeared.
پسرانه بودن او کمی در طول دانشگاه کمرنگ شد، اما هرگز از بین نرفت.
her tomboyism was obvious in her casual style and short haircut.
پسرانه بودن او در سبک غیررسمی و مدل موی کوتاه او آشکار بود.
friends misread her tomboyism as coldness, which hurt her.
دوستان پسرانه بودن او را به عنوان سردی تفسیر کردند که به او آسیب رساند.
her tomboyism clashed with the school’s strict dress code.
پسرانه بودن او با قوانین سخت پوشش مدرسه در تضاد بود.
her tomboyism didn’t stop her from enjoying bright colors.
پسرانه بودن او از لذت بردن از رنگهای روشن او باز نداشت.
the coach valued her tomboyism for the grit it suggested.
مربی پسرانه بودن او را به دلیل مقاومت و پشتکارش ارزشگذاری میکرد.
she joked that her tomboyism came with a permanent bruise.
او شوخی کرد که پسرانه بودن او با یک کبودی دائمی همراه است.
her tomboyism sparked debates at home about gender expectations.
پسرانه بودن او بحثهایی را در خانه در مورد انتظارات جنسیتی به راه انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید