topple

[ایالات متحده]/ˈtɒpl/
[بریتانیا]/ˈtɑːpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به زمین افتادن; فروپاشیدن یا تلو تلو خوردن
vt. سرنگون کردن; باعث فروپاشی شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtopples
زمان گذشتهtoppled
قسمت سوم فعلtoppled
صفت یا فعل حال استمراریtoppling
جمعtopples

عبارات و ترکیب‌ها

topple over

سرنگون شدن

topple down

سرنگون شدن

topple from power

از قدرت سرنگون شدن

topple the government

دولت را سرنگون کردن

جملات نمونه

it toppled over the cliff.

این به پرتگاه واژگون شد.

The child toppled over.

کودک واژگون شد.

That strike finally toppled the government.

آن ضربه سرانجام دولت را سرنگون کرد.

the push almost toppled him to the ground.

فشار تقریباً او را به زمین واژگون کرد.

disagreement had threatened to topple the government.

اختلاف نظر تهدید به سرنگونی دولت کرده بود.

The pile of books toppled onto the floor.

توده کتاب‌ها روی زمین واژگون شد.

The general is accused of conniving in a plot to topple the government.

ژنرال به توطینه در یک طرح برای سرنگون کردن دولت متهم است.

she toppled over when I touched her.

وقتی او را لمس کردم، واژگون شد.

The damaged ship listed badly to starboard. Erosion first listed, then toppled the spruce tree.

کشتی آسیب دیده به شدت به سمت راست متمایل بود. فرسایش ابتدا فهرست شد، سپس درخت کاج را واژگون کرد.

We have been berated for so many years! But have we been toppled by their criticisms?

ما سال‌ها سرزنش شده‌ایم! اما آیا انتقادات آنها ما را سرنگون کرده است؟

In the men's 90kg final,Russian volnykh sealed the quickest win of the tournament,taking just 20 seconds to topple and immobilise his opponent.

در فینال وزن ۹۰ کیلوگرم مردان، ولنیخ روسی سریع‌ترین پیروزی تورنمنت را کسب کرد و تنها ۲۰ ثانیه طول کشید تا حریف خود را سرنگون و بی‌حرکت کند.

نمونه‌های واقعی

Why would they balk at a chance to topple him?

چرا آنها در برابر فرصتی برای سرنگون کردن او مردد بودند؟

منبع: NPR News September 2019 Compilation

Statues have been toppled and punches thrown.

مجسمه‌ها سرنگون شده‌اند و مشت‌هایی زده شده است.

منبع: The Economist (Summary)

He said this is an attempt to topple him from power.

او گفت این تلاشی برای سرنگون کردن او از قدرت است.

منبع: NPR News November 2019 Collection

The extreme weather has also toppled nearly 2 million houses.

شرایط آب و هوایی شدید همچنین باعث سرنگونی نزدیک به 2 میلیون خانه شده است.

منبع: CRI Online September 2022 Collection

Will it " topple" the human champion?

آیا " سقوط " قهرمان انسانی را به خطر خواهد انداخت؟

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

In the summer of 2014, we discovered that the walls were toppled.

در تابستان سال 2014، متوجه شدیم که دیوارها سرنگون شده‌اند.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

It toppled buildings and it triggered landslides.

این باعث سرنگونی ساختمان‌ها شد و باعث رانش زمین شد.

منبع: NPR News April 2013 Collection

Thousands are dead after a powerful earthquake toppled buildings in Turkey and Syria.

پس از یک زلزله قدرتمند، هزاران نفر کشته شدند و ساختمان‌ها در ترکیه و سوریه سرنگون شدند.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

But when customers flee, staff cannot satisfy all comers before the institution topples.

اما هنگامی که مشتریان فرار می کنند، کارکنان نمی توانند قبل از سرنگون شدن موسسه، همه متقاضیان را راضی کنند.

منبع: The Economist (Summary)

And in Ecuador, the government there was nearly toppled when it raised gas prices.

و در اکوادور، دولت تقریباً سرنگون شد، زمانی که قیمت بنزین را افزایش داد.

منبع: NPR News November 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید