totalitarianism

[ایالات متحده]/ˌtəutæli'tεəriənizəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیکتاتوری افراطی، کنترل متمرکز مطلق
Word Forms

جملات نمونه

Refusing the straightjacket of political totalitarianism only to put on the straightjaket of religious conservative totalitarianism merely changes the design of the gag not its effectiveness.

تنفس از دیکتاتوری سیاسی تنها برای پوشیدن کت تنگ دیکتاتوری مذهبی محافظه کارانه، فقط طراحی طعنه را تغییر می دهد، نه اثربخشی آن.

totalitarianism suppresses freedom of speech

سرکوب آزادی بیان توسط نظام‌های تمامیت‌خواه

the regime's use of propaganda is characteristic of totalitarianism

استفاده رژیم از پروپاگاندا ویژگی بارز نظام‌های تمامیت‌خواه است

totalitarianism often leads to human rights violations

نظام‌های تمامیت‌خواه اغلب منجر به نقض حقوق بشر می‌شوند

totalitarianism seeks to control all aspects of society

نظام‌های تمامیت‌خواه به دنبال کنترل همه جنبه‌های جامعه هستند

the rise of totalitarianism can be dangerous for democracy

ظهور نظام‌های تمامیت‌خواه می‌تواند برای دموکراسی خطرناک باشد

totalitarianism relies on strict censorship

نظام‌های تمامیت‌خواه بر سانسور سخت‌گیرانه تکیه دارند

opposition to totalitarianism is often met with severe punishment

مخالفت با نظام‌های تمامیت‌خواه اغلب با مجازات‌های شدید مواجه می‌شود

totalitarianism undermines individual freedoms

نظام‌های تمامیت‌خواه آزادی‌های فردی را تضعیف می‌کنند

totalitarianism thrives on fear and control

نظام‌های تمامیت‌خواه در ترس و کنترل رشد می‌کنند

totalitarianism can lead to a lack of diversity and creativity

نظام‌های تمامیت‌خواه می‌توانند منجر به فقدان تنوع و خلاقیت شوند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید