totters away
به اطراف میرود
totters off
به کناری میرود
totters around
به اطراف میچرخد
totters back
برمیگردد
totters about
به اطراف میرود
totters forward
به جلو میرود
totters down
به پایین میرود
totters up
به بالا میرود
totters close
نزدیک میشود
totters sideways
به پهلو میرود
the toddler totters across the room, trying to find his balance.
کودک خردسال در حالی که سعی میکند تعادل خود را حفظ کند، در اتاق قدم میزند.
as the storm approached, the old tree totters in the strong winds.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، درخت پیر در بادهای شدید به لرزه افتاد.
the drunk man totters down the street, barely able to stand.
مرد مست به سختی روی پا میایستاد و به پایین خیابان قدم میزد.
the puppy totters after its mother, eager to keep up.
سگ توله با اشتیاق به دنبال مادرش میرود تا بتواند به او برسد.
she totters in her high heels, trying to maintain her poise.
او در حالی که سعی میکند تعادل خود را حفظ کند، با پاشنه بلند راه میرود.
the child totters on the edge of the playground, excited to play.
کودک در لبه زمین بازی قدم میزند و از بازی کردن هیجانزده است.
the statue totters slightly after the earthquake, but remains standing.
بعد از زلزله، مجسمه کمی به لرزه افتاد، اما همچنان ایستاده باقی ماند.
he totters back to his seat after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کار به صندلی خود باز میگردد.
the little girl totters on the ice, laughing with joy.
دختر کوچولو روی یخ قدم میزند و از خوشحالی میخندد.
as she aged, her steps became slower and she often totters.
با گذشت زمان، قدمهایش کندتر شد و اغلب به لرزه میافتاد.
totters away
به اطراف میرود
totters off
به کناری میرود
totters around
به اطراف میچرخد
totters back
برمیگردد
totters about
به اطراف میرود
totters forward
به جلو میرود
totters down
به پایین میرود
totters up
به بالا میرود
totters close
نزدیک میشود
totters sideways
به پهلو میرود
the toddler totters across the room, trying to find his balance.
کودک خردسال در حالی که سعی میکند تعادل خود را حفظ کند، در اتاق قدم میزند.
as the storm approached, the old tree totters in the strong winds.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، درخت پیر در بادهای شدید به لرزه افتاد.
the drunk man totters down the street, barely able to stand.
مرد مست به سختی روی پا میایستاد و به پایین خیابان قدم میزد.
the puppy totters after its mother, eager to keep up.
سگ توله با اشتیاق به دنبال مادرش میرود تا بتواند به او برسد.
she totters in her high heels, trying to maintain her poise.
او در حالی که سعی میکند تعادل خود را حفظ کند، با پاشنه بلند راه میرود.
the child totters on the edge of the playground, excited to play.
کودک در لبه زمین بازی قدم میزند و از بازی کردن هیجانزده است.
the statue totters slightly after the earthquake, but remains standing.
بعد از زلزله، مجسمه کمی به لرزه افتاد، اما همچنان ایستاده باقی ماند.
he totters back to his seat after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کار به صندلی خود باز میگردد.
the little girl totters on the ice, laughing with joy.
دختر کوچولو روی یخ قدم میزند و از خوشحالی میخندد.
as she aged, her steps became slower and she often totters.
با گذشت زمان، قدمهایش کندتر شد و اغلب به لرزه میافتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید