falters

[ایالات متحده]/ˈfɔːltəz/
[بریتانیا]/ˈfɔltərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در عمل یا هدف تردید کردن یا تزلزل داشتن؛ به طور Hesitant یا ناپایدار صحبت کردن؛ به طور ناپایدار راه رفتن یا لغزیدن؛ لرزیدن یا تکان خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

trust falters

اعتماد سست می‌شود

confidence falters

اعتماد به نفس سست می‌شود

hope falters

امید سست می‌شود

performance falters

عملکرد سست می‌شود

effort falters

تلاش سست می‌شود

support falters

حمایت سست می‌شود

focus falters

تمرکز سست می‌شود

resolve falters

اراده سست می‌شود

will falters

اراده سست می‌شود

progress falters

پیشرفت سست می‌شود

جملات نمونه

his confidence falters during the presentation.

اعتماد به نفس او در طول ارائه کم می شود.

when she falters, i will be there to support her.

وقتی او مردد می شود، من آنجا خواهم بود تا از او حمایت کنم.

her voice falters when she talks about her past.

صدای او وقتی درباره گذشته خود صحبت می کند، لرزش می کند.

the team falters under pressure in the final minutes.

در دقایق پایانی، تیم تحت فشار دچار مشکل می شود.

his resolve falters after hearing the bad news.

بعد از شنیدن اخبار بد، اراده او سست می شود.

as the deadline approaches, her focus falters.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، تمرکز او کم می شود.

when the plan falters, we need to find alternatives.

وقتی برنامه شکست می خورد، ما باید به دنبال جایگزین ها بگردیم.

his performance falters when he is nervous.

وقتی عصبی است، عملکرد او افت می کند.

she falters in her decision-making process.

او در فرآیند تصمیم گیری خود مردد است.

the economy falters during times of uncertainty.

در زمان های عدم اطمینان، اقتصاد دچار مشکل می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید