toughs

[ایالات متحده]/tʌfs/
[بریتانیا]/tʌfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد خشن یا پرخشونت؛ اوباش
v. تحمل کردن یا تاب آوردن (معمولاً با out استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

toughs in town

افراد سخت در شهر

toughs at school

افراد سخت در مدرسه

toughs in life

افراد سخت در زندگی

toughs in business

افراد سخت در کسب و کار

جملات نمونه

life can be tough at times.

گاهی اوقات زندگی می‌تواند سخت باشد.

she is a tough competitor.

او یک رقیب سرسخت است.

he has tough skin, both physically and emotionally.

او پوست سختی دارد، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر عاطفی.

they faced tough challenges during the project.

آنها در طول پروژه با چالش‌های دشواری روبرو شدند.

it's tough to make decisions sometimes.

گاهی اوقات تصمیم‌گیری سخت است.

she gave a tough speech about climate change.

او یک سخنرانی سخت در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه داد.

his tough upbringing shaped his character.

تربیت سخت او شخصیتی او را شکل داد.

we need to toughen up if we want to succeed.

اگر می‌خواهیم موفق شویم باید قوی‌تر شویم.

the coach is known for his tough training methods.

مربی به خاطر روش‌های تمرینی سختش شناخته می‌شود.

she has a tough exterior but is very kind inside.

او ظاهری سخت دارد اما در واقع بسیار مهربان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید