tousle

[ایالات متحده]/'taʊz(ə)l/
[بریتانیا]/'taʊzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت نامنظم؛ مویی که نامرتب است
vt. نامرتب کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلtousled
زمان گذشتهtousled
شکل سوم شخص مفردtousles
صفت یا فعل حال استمراریtousling
جمعtousles

جملات نمونه

tousle someone’s hair

آشفتن موهای کسی

her tousled mop of blonde hair.

آشفتگی موهای بلوندش.

Nathan's tousled head appeared in the hatchway.

سر بهم ریخته ناتان از دریچه بیرون زده بود.

His hair was tousled and he looked as if he’d just woken up.

موهایش بهم ریخته بود و به نظر می رسید که تازه از خواب بیدار شده است.

With Algae and Aquatic extracts to thicken and texturize. For volume or sexy, loose tousled styles.

با عصاره های جلبک و آبزی برای غلیظ کردن و بافت دادن. برای حجم یا سبک های خزه و آزاد.

She tousled her hair before going out.

او قبل از بیرون رفتن، موهایش را بهم ریخت.

The children tousled each other's hair while playing.

بچه ها در حین بازی، موهای یکدیگر را بهم ریختند.

The wind tousled his hair as he walked along the beach.

باد موهایش را در حالی که در امتداد ساحل قدم می زد، بهم ریخت.

He tousled the dog's fur while petting it.

او در حالی که به آن محبت می کرد، موهای سگ را بهم ریخت.

The pillow tousled her hair as she tossed and turned in bed.

بالش موهایش را در حالی که در رختخواب می چرخید و می خوابید، بهم ریخت.

The toddler tousled his toys all over the room.

کودک نوپا اسباب بازی هایش را در سراسر اتاق بهم ریخت.

The strong wind tousled the leaves on the trees.

باد شدید برگ های درختان را بهم ریخت.

She tousled the papers on her desk in frustration.

او با ناامیدی، کاغذهای روی میزش را بهم ریخت.

His tousled appearance gave him a rugged charm.

ظاهر بهم ریخته او به او جذابیت خاصی می داد.

The playful puppy tousled with its littermates.

سگ بازیگوش با خواهر و برادرانش بازی می کرد.

نمونه‌های واقعی

The wind tousled Velma's hair and tickled her butterfly's wings.

باد موهای ولما را بهم ریخت و بال‌های پروانه‌اش را نوازش کرد.

منبع: Storyline Online English Stories

He sat propped in a chair, his face gaunt, his hair tousled above the broad forehead.

او روی صندلی تکیه داده بود، چهره‌اش استخوانی بود و موهایش بالای پیشانی پهنش بهم ریخته بود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

My mother, unable to resist his charm, reached out to him and tousled his hair and said, " Che muvi star! "

مادرم که نمی‌توانست در برابر جذابیت او مقاومت کند، به سمت او دست دراز کرد و موهایش را بهم ریخت و گفت: " چه ستاره‌ی فیلم خوبی!"

منبع: Call Me by Your Name

She is wearing one of his T-shirts, and her long hair is tousled in a way that prompts reflexive thoughts of the previous night.

او یکی از تی‌شرت‌های او را پوشیده است و موهای بلندش به گونه‌ای بهم ریخته است که باعث می‌شود ناخودآگاه به یاد شب گذشته بیفتید.

منبع: Me Before You

Afterward, people shook his hand. Some of them tousled my hair and shook my hand too. I was so proud of Baba, of us.

بعد از آن، مردم دستش را فشردند. بعضی از آن‌ها موهای من را بهم ریختند و دستم را هم فشردند. من خیلی به بابا و ما افتخار می‌کردم.

منبع: The Kite Runner

There she was, on the TV screen, tousling my hair in relief. It was Thanksgiving, and I was twelve. We'd gone to see my grandmother in California, the last year before she died.

او آنجا بود، روی صفحه تلویزیون، با حالتی از تسکین موهای من را بهم ریخت. روز شکرگزاری بود و من دوازده ساله بودم. ما برای دیدن مادربزرگم به کالیفرنیا رفته بودیم، آخرین سال قبل از فوت او.

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید