tow

[ایالات متحده]/təʊ/
[بریتانیا]/toʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشیدن یا کشاندن
vt. (چیزی را) به عقب کشیدن یا کشاندن
vi. کشیده شدن یا کشانده شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtowing
زمان گذشتهtowed
شکل سوم شخص مفردtows
جمعtows
قسمت سوم فعلtowed

عبارات و ترکیب‌ها

tow truck

یدک کش

tow bar

میخ بندکشی

tow rope

طناب یدک

tow hitch

چرخ‌دست

in tow

همراه داشتن

on tow

در حال یدک کشی

جملات نمونه

the tower is the centrepiece of the park.

برج قطب مرکز پارک است.

an impersonal tower block.

یک بلوک آپارتمانی غیرشخصی.

the ivory tower of academia.

برج عاجی دانشگاه

a titanic tower of garbage.

یک برج تیتانی از زباله

the tower is structurally unsound.

برج از نظر سازه‌ای ناپایدار است.

a tower rich in ornament

برجی با تزئینات فراوان

his boat was taken in tow by a trawler.

کشتی او توسط یک کشتی یدک‌کش یدک کشیده شد.

The tower stands out.

برج برجسته است.

a tower overlooking the city

برج با چشم‌اندازی به شهر

The tower overlooks the sea.

برج به دریا چشم دارد.

This old tower is still fencible.

این برج قدیمی هنوز هم قابل دفاع است.

a car towing a trailer;

یک ماشین که یک تریلر را یدک می‌کشد;

The tower rose above the hill.

برج از بالای تپه سر برآورد.

We towed the car to the garage.

ما ماشین را به تعمیرگاه یدک کشیدیم.

The broken-down car was taken in tow by a lorry.

ماشین خراب توسط یک کامیون یدک کشیده شد.

The tug is towing three barges.

کشتی یدک در حال یدک کشیدن سه لنگر است.

The little boy is towing a horse.

پسر کوچولو یک اسب را یدک می‌کشد.

The tower is fifty feet in height.

ارتفاع برج پنجاه فوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید