tow truck
یدک کش
tow bar
میخ بندکشی
tow rope
طناب یدک
tow hitch
چرخدست
in tow
همراه داشتن
on tow
در حال یدک کشی
the tower is the centrepiece of the park.
برج قطب مرکز پارک است.
an impersonal tower block.
یک بلوک آپارتمانی غیرشخصی.
the ivory tower of academia.
برج عاجی دانشگاه
a titanic tower of garbage.
یک برج تیتانی از زباله
the tower is structurally unsound.
برج از نظر سازهای ناپایدار است.
a tower rich in ornament
برجی با تزئینات فراوان
his boat was taken in tow by a trawler.
کشتی او توسط یک کشتی یدککش یدک کشیده شد.
The tower stands out.
برج برجسته است.
a tower overlooking the city
برج با چشماندازی به شهر
The tower overlooks the sea.
برج به دریا چشم دارد.
This old tower is still fencible.
این برج قدیمی هنوز هم قابل دفاع است.
a car towing a trailer;
یک ماشین که یک تریلر را یدک میکشد;
The tower rose above the hill.
برج از بالای تپه سر برآورد.
We towed the car to the garage.
ما ماشین را به تعمیرگاه یدک کشیدیم.
The broken-down car was taken in tow by a lorry.
ماشین خراب توسط یک کامیون یدک کشیده شد.
The tug is towing three barges.
کشتی یدک در حال یدک کشیدن سه لنگر است.
The little boy is towing a horse.
پسر کوچولو یک اسب را یدک میکشد.
The tower is fifty feet in height.
ارتفاع برج پنجاه فوت است.
tow truck
یدک کش
tow bar
میخ بندکشی
tow rope
طناب یدک
tow hitch
چرخدست
in tow
همراه داشتن
on tow
در حال یدک کشی
the tower is the centrepiece of the park.
برج قطب مرکز پارک است.
an impersonal tower block.
یک بلوک آپارتمانی غیرشخصی.
the ivory tower of academia.
برج عاجی دانشگاه
a titanic tower of garbage.
یک برج تیتانی از زباله
the tower is structurally unsound.
برج از نظر سازهای ناپایدار است.
a tower rich in ornament
برجی با تزئینات فراوان
his boat was taken in tow by a trawler.
کشتی او توسط یک کشتی یدککش یدک کشیده شد.
The tower stands out.
برج برجسته است.
a tower overlooking the city
برج با چشماندازی به شهر
The tower overlooks the sea.
برج به دریا چشم دارد.
This old tower is still fencible.
این برج قدیمی هنوز هم قابل دفاع است.
a car towing a trailer;
یک ماشین که یک تریلر را یدک میکشد;
The tower rose above the hill.
برج از بالای تپه سر برآورد.
We towed the car to the garage.
ما ماشین را به تعمیرگاه یدک کشیدیم.
The broken-down car was taken in tow by a lorry.
ماشین خراب توسط یک کامیون یدک کشیده شد.
The tug is towing three barges.
کشتی یدک در حال یدک کشیدن سه لنگر است.
The little boy is towing a horse.
پسر کوچولو یک اسب را یدک میکشد.
The tower is fifty feet in height.
ارتفاع برج پنجاه فوت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید