tradesman

[ایالات متحده]/'treɪdzmən/
[بریتانیا]/'tredzmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشنده درب به درب؛ پیک؛ خرده‌فروش؛ صنعتگر.
Word Forms
جمعtradesmen

جملات نمونه

This is a job for a skilled tradesman.

این شغل برای یک صنعتگر ماهر است.

He got into trouble for seducing the daughter of a respectable tradesman.

او به دلیل اغفای دختر یک بازرگان قابل احترام دچار مشکل شد.

skilled tradesman is in high demand

یک صنعتگر ماهر مورد تقاضای زیادی است

finding a trustworthy tradesman can be challenging

پیدا کردن یک صنعتگر قابل اعتماد می تواند چالش برانگیز باشد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید