trifle

[ایالات متحده]/ˈtraɪfl/
[بریتانیا]/ˈtraɪfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسائل بی‌اهمیت; مقدار کم; نوعی دسر
vi. شوخی کردن; وقت را بیهوده گذراندن; تمسخر کردن
vt. هدر دادن; وقت را بیهوده صرف کردن
Word Forms
زمان گذشتهtrifled
جمعtrifles
صفت یا فعل حال استمراریtrifling
شکل سوم شخص مفردtrifles
قسمت سوم فعلtrifled

عبارات و ترکیب‌ها

a trifle

یک ذره

trifle with

بازی با

trifle away

هدر دادن

a mere trifle

یک ذره

mere trifle

چیز بی‌اهمیت محض

جملات نمونه

This chair is a trifle rocky.

این صندلی کمی ناهموار است.

a person not to be trifled with.

یک فردی که نباید با او بازی کرد.

he is not a man to be trifled with .

او مردی نیست که بتوان با او بازی کرد.

men who trifle with women's affections.

مردانی که با احساسات زنان بازی می‌کنند.

we will not trifle—life is too short.

ما بازی نخواهیم کرد - زندگی خیلی کوتاه است.

his methods are a trifle eccentric.

روش‌های او کمی عجیب و غریب است.

You should not trifle with your health.

نباید با سلامتی خود بازی کنید.

It is a pretty story, albeit a trifle naif.

این یک داستان زیباست، اگرچه کمی ساده‌لوحانه.

I'll have just a trifle of the dessert.

من فقط کمی از دسر می‌خواهم.

The text is not to be trifled with.

نباید با متن بازی کرد.

The wine has made him a trifle tipsy.

شراب او را کمی مست کرده است.

the fruit cocktail trifle is on offer at 99p.

کوکتل میوه با قیمت 99 پنس عرضه می‌شود.

Eleanor was never one to be trifled with.

الینور هرگز فردی نبود که بتوان با او بازی کرد.

Don't be angry about trifles!

در مورد مسائل جزئی عصبانی نشوید!

This trifle developed itself into a serious problem.

این مسئله جزئی به یک مشکل جدی تبدیل شد.

a trifle confected from angelica and piped cream.

یک خوراکی کوچک که از لونگ و خامه تهیه شده است.

tush, these are trifles and mere old wives' tales.

اوه، اینها مسائل جزئی و فقط داستان‌های قدیمی زنانه هستند.

He was bearing a truss of trifles at his back.

او یک دسته از مسائل جزئی را در پشت خود حمل می‌کرد.

She trifled with my affections.See Synonyms at flirt

او با احساسات من بازی کرد. برای مترادف‌ها به اغوا نگاه کنید.

نمونه‌های واقعی

Jemma's jubilee trifle is a twist on a traditional trifle.

دسر جشن‌واره جِما یک تغییر در دسر سنتی است.

منبع: 6 Minute English

So, Rach, this is a traditional English trifle, isn't it?

پس، ریچ، این یک دسر انگلیسی سنتی است، درسته؟

منبع: Friends Season 6

He is apt to get angry over trifles.

او مستعد خشمگین شدن به دلیل مسائل جزئی است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Dear country home! can I forget The least of thy sweet trifles?

ای خانه روستایی دل‌انگیز! آیا می‌توانم فراموش کنم؟ حداقل دسر شیرین شما؟

منبع: American Original Language Arts Volume 5

Creating a Blood Moon is but a trifle for the mistress of all evil.

ایجاد یک ماه خون‌ریزی برای بانوی تمام شرارت‌ها جز یک مسئله جزئی نیست.

منبع: Villains' Tea Party

Indeed, I should have thought a little more. Just a trifle more, I fancy, Watson.

در واقع، فکر می‌کردم کمی بیشتر. فقط کمی بیشتر، حدس می‌زنم، واتسون.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: A Scandal in Bohemia

The people must see the laws of Camelot are not to be trifled with. Yes, Father.

مردم باید ببینند قوانین کملوت نباید دست کم گرفته شوند. بله، پدر.

منبع: The Legend of Merlin

" Oh look, they've got an incredible trifle." " Would you like to try some? "

«وای نگاه کن، آنها یک دسر فوق‌العاده دارند.» «آیا می‌خواهید امتحان کنید؟»

منبع: Gourmet Base

You don't have to worry about these trifles.

شما نیازی نیست نگران این مسائل جزئی باشید.

منبع: Foreign Trade English Topics King

" Their trifling fleets are of no account" .

«ناوگان جزئی آنها قابل توجه نیست.»

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید