trist

[ایالات متحده]/trɪst/
[بریتانیا]/trɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غمگین; ملال‌آور

عبارات و ترکیب‌ها

trist mood

حس غمگین

trist feeling

احساس غمگین

trist song

آهنگ غمگین

trist story

داستان غمگین

trist expression

عبارت غمگین

trist glance

نگاه غمگین

trist moment

لحظه غمگین

trist atmosphere

فضای غمگین

trist memory

خاطره غمگین

trist scene

صحنه غمگین

جملات نمونه

she felt a trist longing for her childhood.

او احساس دلتنگی غمگینانه برای دوران کودکی خود داشت.

his trist demeanor made everyone around him feel uneasy.

رفتار غمگینانه‌اش باعث ناراحتی همه اطرافیانش شد.

they shared a trist story about lost love.

آنها داستانی غمگینانه درباره عشق گمشده با هم به اشتراک گذاشتند.

the painting evoked a trist atmosphere of solitude.

نقاشی فضایی غمگینانه از تنهایی را القا می‌کرد.

she wrote a trist poem about the passing of time.

او شعر غمگینانه‌ای در مورد گذر زمان سرود.

his trist expression revealed his inner struggles.

حالت غمگینانه چهره‌اش، کشمکش‌های درونی‌اش را نشان می‌داد.

they listened to a trist melody that matched their mood.

آنها به یک ملودی غمگینانه گوش دادند که با حال و هوای آنها مطابقت داشت.

the movie ended on a trist note, leaving the audience in tears.

فیلم با پایانی غمگین به پایان رسید و تماشاگران را در آغوش گرفت.

her trist thoughts lingered long after the conversation ended.

افکار غمگینانه او برای مدت طولانی پس از پایان گفتگو باقی ماندند.

he often reflects on the trist moments of his past.

او اغلب به لحظات غمگینانه گذشته خود فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید