triumphantly

[ایالات متحده]/trai'ʌmfəntli/
[بریتانیا]/traɪˈ ʌmfəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که افتخار و موفقیت زیادی را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

celebrate triumphantly

جشن بگیرید با پیروزی

smile triumphantly

با پیروزی لبخند بزنید

raise fist triumphantly

با پیروزی مشت خود را بالا ببرید

win triumphantly

با پیروزی برنده شوید

جملات نمونه

The trial pilot is heading triumphantly for home.

خلبان آزمایشی با غرور به سمت خانه در حرکت است.

complete the race triumphantly

به طور پیروزمندانه مسابقه را به پایان برسانید

triumphantly announce the news

به طور پیروزمندانه خبر را اعلام کنید

triumphantly raise the trophy

به طور پیروزمندانه جام را بلند کنید

triumphantly achieve the goal

به طور پیروزمندانه به هدف دست یابید

triumphantly celebrate the victory

به طور پیروزمندانه پیروزی را جشن بگیرید

triumphantly lead the team to success

به طور پیروزمندانه تیم را به سمت موفقیت هدایت کنید

triumphantly prove critics wrong

به طور پیروزمندانه منتقدان را متناقض نشان دهید

نمونه‌های واقعی

" Observe, " said the Director triumphantly, " observe."

«مشاهده کن،» مدیر با غرور گفت، «مشاهده کن.»

منبع: Brave New World

After looming over his records, they look up triumphantly.

پس از بررسی سوابق او، آنها با غرور سر بلند کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

In February the nationalists in Scotland triumphantly scrapped it.

در ماه فوریه، ملی‌گراهای اسکاتلند آن را با غرور کنار گذاشتند.

منبع: The Economist (Summary)

Lenina smiled triumphantly. But her satisfaction was premature.

لنینا با غرور لبخند زد. اما رضایت او زودهنگام بود.

منبع: Brave New World

He then returned triumphantly to the station.

سپس او با غرور به ایستگاه بازگشت.

منبع: Around the World in Eighty Days

The Savage smiled triumphantly and resumed his reading.

وحشی با غرور لبخند زد و به خواندن ادامه داد.

منبع: Brave New World

" But he wasn't wounded, " she added, triumphantly.

«اما او مجروح نشد،» او با غرور اضافه کرد.

منبع: Gone with the Wind

Triumphantly, he climbed his web back into the clouds.

با غرور، او دوباره شبکه خود را به سمت ابرها بالا برد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

“Well, you haven't finished it, ” said Harry triumphantly.

«خب، شما آن را تمام نکرده اید،» هری با غرور گفت.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Dash being all that was required to carry her triumphantly through, she adopted as much as was necessary.

با توجه به اینکه فقط یک ضربه لازم بود تا او را با موفقیت عبور دهد، او به اندازه کافی آن را پذیرفت.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید