exultantly

[ایالات متحده]/ig'zʌltəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور شاداب و هیجان‌زده

جملات نمونه

They exultantly celebrated their team's victory.

آنها با شادی فراوان پیروزی تیم خود را جشن گرفتند.

She exultantly accepted the award on stage.

او با شادی فراوان جایزه را روی صحنه پذیرفت.

The students exultantly passed their exams.

دانشجویان با شادی فراوان در امتحانات قبول شدند.

He exultantly announced his promotion to his family.

او با شادی فراوان ترفیع خود را به خانواده‌اش اعلام کرد.

The crowd exultantly cheered for the winning team.

تماشاگران با شادی فراوان برای تیم برنده تشویق کردند.

She exultantly showed off her new car to her friends.

او با شادی فراوان ماشین جدیدش را به دوستانیش نشان داد.

The fans exultantly waved their team's flag in the air.

هواداران با شادی فراوان پرچم تیم خود را در هوا به اهتزاز درآوردند.

He exultantly hugged his teammates after scoring the winning goal.

او پس از به ثمر رساندن گل پیروزی، با شادی فراوان هم‌تیمی‌های خود را در آغوش گرفت.

The company exultantly announced record profits for the year.

شرکت با شادی فراوان اعلام کرد که سود بی‌سابقه‌ای را در سال جاری کسب کرده است.

She exultantly shared the good news with her colleagues.

او با شادی فراوان خبر خوب را با همکارانش به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید