trounced

[ایالات متحده]/traʊnst/
[بریتانیا]/traʊnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور قاطع شکست خورده؛ به شدت شکست خورده؛ سرزنش شده؛ توبیخ شده

عبارات و ترکیب‌ها

trounced the competition

بردند بر رقابت

trounced in style

با سبک و شایستگی پیروز شدند

trounced by rivals

توسط رقبای خود شکست خوردند

trounced the opposition

بر حریفان غلبه کردند

trounced with ease

با سهولت پیروز شدند

trounced last season

فصل گذشته پیروز شدند

trounced the odds

با وجود شانس اندک پیروز شدند

trounced all expectations

از همه انتظارات پیشی گرفتند

trounced their foes

بر دشمنان خود غلبه کردند

trounced in battle

در نبرد پیروز شدند

جملات نمونه

the team was trounced in the championship game.

تیم در بازی قهرمانی به شدت شکست خورد.

she trounced her opponent in the debate.

او حریف خود را در بحث شکست داد.

the company trounced its competition last quarter.

شرکت در سه ماهه گذشته رقبای خود را شکست داد.

he felt proud after he trounced his friends at chess.

او بعد از اینکه دوستانش را در شطرنج شکست داد، احساس غرور کرد.

the boxer trounced his rival in the third round.

بوکسور در راند سوم حریف خود را شکست داد.

the critics trounced the movie for its poor script.

منتقدان فیلم را به دلیل فیلمنامه ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.

they trounced the other team with a score of 5-0.

آنها با نتیجه 5-0 تیم دیگر را شکست دادند.

after a tough match, she trounced her rival.

بعد از یک مسابقه سخت، او حریف خود را شکست داد.

the new policy trounced the outdated regulations.

سیاست جدید مقررات قدیمی را کنار گذاشت.

in the election, the candidate trounced all others.

در انتخابات، نامزد همه دیگران را شکست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید