truest

[ایالات متحده]/[ˈtruːɪst]/
[بریتانیا]/[ˈtruːɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشترین درستی؛ بیشترین صداقت؛ بیشترین صادقانه بودن؛ بیشترین وفاداری؛ بیشترین وفاداری.
adv. در حد最大; به طور کامل درست.

عبارات و ترکیب‌ها

truest friend

دost وفادارترین

truest colors

رنگ‌های وفادارترین

truest form

شکل وفادارترین

truest words

کلمات وفادارترین

truest self

خود وفادارترین

being truest

بودن وفادارترین

truest meaning

معنی وفادارترین

truest test

آزمون وفادارترین

truest story

داستان وفادارترین

truest heart

قلب وفادارترین

جملات نمونه

the truest measure of success is happiness.

دقت اندازه گیری موفقیت خوشبختی است.

her truest friends stood by her through thick and thin.

دشمنان واقعی او در سختی ها و آسانی ها با او بودند.

he gave his truest opinion, even if it was unpopular.

او نظر واقعی خود را ارائه داد، حتی اگر نامحبوب باشد.

the truest test of courage is facing your fears.

آزمایش واقعی شجاعت مواجهه با ترس های خود است.

this painting captures the truest essence of the landscape.

این نقاشی جوهر واقعی منظر را به خوبی نمایش می دهد.

she sought the truest path to inner peace.

او راه واقعی به آرامش داخلی را جستجو کرد.

the truest reflection of his character was in his actions.

بیشترین بازتاب شخصیت او در اقدامات او بود.

he believed the truest love was unconditional.

او باور داشت که عشق واقعی بدون شرط است.

the truest form of art is often simple.

شکل واقعی هنر معمولاً ساده است.

it was the truest expression of her feelings.

این بیان واقعی احساسات او بود.

the truest value lies in genuine connection.

ارزش واقعی در ارتباط واقعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید