truest friend
دost وفادارترین
truest colors
رنگهای وفادارترین
truest form
شکل وفادارترین
truest words
کلمات وفادارترین
truest self
خود وفادارترین
being truest
بودن وفادارترین
truest meaning
معنی وفادارترین
truest test
آزمون وفادارترین
truest story
داستان وفادارترین
truest heart
قلب وفادارترین
the truest measure of success is happiness.
دقت اندازه گیری موفقیت خوشبختی است.
her truest friends stood by her through thick and thin.
دشمنان واقعی او در سختی ها و آسانی ها با او بودند.
he gave his truest opinion, even if it was unpopular.
او نظر واقعی خود را ارائه داد، حتی اگر نامحبوب باشد.
the truest test of courage is facing your fears.
آزمایش واقعی شجاعت مواجهه با ترس های خود است.
this painting captures the truest essence of the landscape.
این نقاشی جوهر واقعی منظر را به خوبی نمایش می دهد.
she sought the truest path to inner peace.
او راه واقعی به آرامش داخلی را جستجو کرد.
the truest reflection of his character was in his actions.
بیشترین بازتاب شخصیت او در اقدامات او بود.
he believed the truest love was unconditional.
او باور داشت که عشق واقعی بدون شرط است.
the truest form of art is often simple.
شکل واقعی هنر معمولاً ساده است.
it was the truest expression of her feelings.
این بیان واقعی احساسات او بود.
the truest value lies in genuine connection.
ارزش واقعی در ارتباط واقعی است.
truest friend
دost وفادارترین
truest colors
رنگهای وفادارترین
truest form
شکل وفادارترین
truest words
کلمات وفادارترین
truest self
خود وفادارترین
being truest
بودن وفادارترین
truest meaning
معنی وفادارترین
truest test
آزمون وفادارترین
truest story
داستان وفادارترین
truest heart
قلب وفادارترین
the truest measure of success is happiness.
دقت اندازه گیری موفقیت خوشبختی است.
her truest friends stood by her through thick and thin.
دشمنان واقعی او در سختی ها و آسانی ها با او بودند.
he gave his truest opinion, even if it was unpopular.
او نظر واقعی خود را ارائه داد، حتی اگر نامحبوب باشد.
the truest test of courage is facing your fears.
آزمایش واقعی شجاعت مواجهه با ترس های خود است.
this painting captures the truest essence of the landscape.
این نقاشی جوهر واقعی منظر را به خوبی نمایش می دهد.
she sought the truest path to inner peace.
او راه واقعی به آرامش داخلی را جستجو کرد.
the truest reflection of his character was in his actions.
بیشترین بازتاب شخصیت او در اقدامات او بود.
he believed the truest love was unconditional.
او باور داشت که عشق واقعی بدون شرط است.
the truest form of art is often simple.
شکل واقعی هنر معمولاً ساده است.
it was the truest expression of her feelings.
این بیان واقعی احساسات او بود.
the truest value lies in genuine connection.
ارزش واقعی در ارتباط واقعی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید