truffles

[ایالات متحده]/ˈtrʌfəlz/
[بریتانیا]/ˈtrʌfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قارچ خوراکی که در زیر زمین رشد می‌کند و معمولاً در آشپزی گورمت استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

black truffles

قارچ‌های سیاه

white truffles

قارچ‌های سفید

truffles oil

روغن ترافل

truffles cheese

پنیر ترافل

truffles pasta

پاستا با ترافل

truffles salt

نمک ترافل

truffles butter

کره ترافل

truffles pizza

پیتزای ترافل

truffles risotto

ریسوتو با ترافل

truffles dessert

دسر با ترافل

جملات نمونه

truffles are a delicacy often used in gourmet dishes.

قارچ‌های ترافل یک غذای خوشمزه هستند که اغلب در غذاهای گورو استفاده می‌شوند.

many chefs consider truffles to be a luxury ingredient.

بسیاری از سرآشپزها ترافل را یک ماده لوکس می‌دانند.

truffles can be found in various regions around the world.

می‌توان قارچ‌های ترافل را در مناطق مختلف جهان یافت.

some people prefer white truffles over black truffles.

برخی افراد ترجیح می‌دهند ترافل سفید را به ترافل سیاه ترجیح دهند.

truffles are often paired with pasta and risotto.

قارچ‌های ترافل اغلب با پاستا و ریسوتو همراه می‌شوند.

finding truffles requires a specially trained dog.

پیدا کردن قارچ‌های ترافل نیاز به یک سگ آموزش دیده دارد.

truffles have a unique flavor that enhances many dishes.

قارچ‌های ترافل دارای طعم منحصر به فردی هستند که بسیاری از غذاها را ارتقا می‌بخشد.

the price of truffles can be quite high in the market.

قیمت قارچ‌های ترافل می‌تواند در بازار بسیار بالا باشد.

truffles are often used to make gourmet oils and butters.

قارچ‌های ترافل اغلب برای تهیه روغن‌ها و کره گورو استفاده می‌شوند.

some dishes are simply elevated by the addition of truffles.

برخی غذاها صرفاً با افزودن قارچ‌های ترافل ارتقا می‌یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید