tubbinesses

[ایالات متحده]/ˈtʌbɪnɪs/
[بریتانیا]/ˈtʌbɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت چاق بودن؛ شکل حجیم یا گرد؛ صدای کسل‌کننده؛ شکل شبیه بشکه

عبارات و ترکیب‌ها

cute tubbinesses

ظاهری بامزه

adorable tubbinesses

ظاهری دوست داشتنی

baby tubbinesses

ظاهری نوزادانه

soft tubbinesses

ظاهری نرم

round tubbinesses

ظاهری گرد

fluffy tubbinesses

ظاهری پشمالو

chubby tubbinesses

ظاهری چاق

sweet tubbinesses

ظاهری شیرین

little tubbinesses

ظاهری کوچک

tiny tubbinesses

ظاهری بسیار کوچک

جملات نمونه

her tubbinesses make her look adorable.

چاق بودن او باعث می‌شود جذاب به نظر برسد.

many kids embrace their tubbinesses with confidence.

بسیاری از کودکان با اعتماد به نفس چاق بودن خود را می‌پذیرند.

we should celebrate our tubbinesses instead of hiding them.

به جای پنهان کردن، باید چاق بودن خود را جشن بگیریم.

her tubbinesses are a sign of her love for food.

چاق بودن او نشان‌دهنده علاقه او به غذا است.

he jokes about his tubbinesses during family gatherings.

او در جمع‌های خانوادگی درباره چاق بودن خود شوخی می‌کند.

they often compare their tubbinesses in a playful manner.

آنها اغلب به روشی بازیگوشانه چاق بودن خود را با هم مقایسه می‌کنند.

her tubbinesses make her an excellent cuddler.

چاق بودن او باعث می‌شود در بغل کردن عالی باشد.

embracing our tubbinesses can lead to better self-esteem.

پذیرش چاق بودن خود می‌تواند منجر به عزت نفس بهتر شود.

he learned to love his tubbinesses over the years.

او در طول سال‌ها یاد گرفت که چاق بودن خود را دوست داشته باشد.

her tubbinesses are often a topic of conversation.

چاق بودن او اغلب موضوع بحث است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید