twistings

[ایالات متحده]/[ˈtwɪstɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈtwɪstɪŋz]/

ترجمه

n. عمل چرخاندن؛ یک خم شدگی؛ حالت چرخانده شدن؛ موقعیت خم شده؛ تغییر یا تغییر ناگهانی؛ یک تغییر رویداد.
v. (به صورت بازتابی) خم کردن خود یا چیزی به طور مکرر.

عبارات و ترکیب‌ها

plot twistings

گرد و غ穿

hair twistings

گرد و غ穿 مو

road twistings

گرد و غ穿 راه

story twistings

گرد و غ穿 داستان

dealing with twistings

مقابله با گرد و غ穿

avoiding twistings

پرهیز از گرد و غ穿

feeling twistings

احساس گرد و غ穿

sudden twistings

گرد و غ穿 ناگهانی

complex twistings

گرد و غ穿 پیچیده

unforeseen twistings

گرد و غ穿 غیر منتظره

جملات نمونه

the river's twistings made navigation difficult.

چرخانه‌های رودخانه باعث سختی در ناوبری شد.

we followed the road through the forest's twistings.

ما را دنبال کردیم راه از طریق چرخانه‌های جنگل.

the plot had several unexpected twistings and turns.

داستان چند چرخانه و پоворت غیرمنتظره داشت.

the mountain path involved steep twistings and climbs.

مسیر کوهپایه شامل چرخانه‌های شیب‌دار و صعود‌های زیادی بود.

the lawyer skillfully highlighted the case's twistings.

lawyer به خوبی چرخانه‌های پرونده را روشن کرد.

the story's twistings kept the audience engaged.

چرخانه‌های داستان باعث ماندگی مخاطب شد.

the artist explored the twistings of human emotion.

هنرمند چرخانه‌های احساسات انسانی را بررسی کرد.

the politician skillfully navigated the party's twistings.

سیاستمدار به خوبی چرخانه‌های حزب را مدیریت کرد.

the data revealed several surprising twistings in the trend.

داده‌ها چند چرخانه‌ی شگفت‌انگیز در روند را نشان داد.

the film featured dramatic twistings of the narrative.

فیلم چرخانه‌های دراماتیکی از داستان را ارائه داد.

the building's twistings reflected a modern design.

چرخانه‌های ساختمان یک طراحی مدرن را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید