unaccessibility

[ایالات متحده]//ˌʌnəkˌsesəˈbɪləti//
[بریتانیا]//ˌʌnəkˌsesəˈbɪləti//

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط عدم دسترسی؛ ناتوانی در رسیدن، ورود یا به دست آوردن؛ فقدان دسترسی آسان؛ دشواری دسترسی به دلیل موانع فیزیکی، جغرافیایی، قانونی یا سایر؛ در محاسبات یا زمینه‌های اطلاعاتی، وضعیتی که در دسترس یا قابل دسترسی برای کاربران یا سیستم‌ها نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

data unaccessibility

عدم دسترسی به داده‌ها

system unaccessibility

عدم دسترسی به سیستم

temporary unaccessibility

عدم دسترسی موقت

service unaccessibility

عدم دسترسی به سرویس

website unaccessibility

عدم دسترسی به وب‌سایت

network unaccessibility

عدم دسترسی به شبکه

unaccessibility issues

مشکلات عدم دسترسی

جملات نمونه

the unaccessibility of the mountain road increased after the storm.

دسترسی نداشتن به جاده کوهستانی پس از طوفان افزایش یافت.

the unaccessibility of basic healthcare remains a serious concern in rural areas.

نداشتن دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی اساسی همچنان یک نگرانی جدی در مناطق روستایی است.

we documented the unaccessibility of the archive due to ongoing renovations.

ما عدم دسترسی به بایگانی را به دلیل بازسازی‌های در جریان مستند کردیم.

policy changes reduced the unaccessibility of public services for disabled residents.

تغییرات سیاست‌ها دسترسی ساکنان معلول به خدمات عمومی را افزایش داد.

the unaccessibility of clean water drives families to relocate.

نداشتن دسترسی به آب تمیز باعث می‌شود خانواده‌ها برای اسکان مجدد به مکان دیگری بروند.

the team measured the unaccessibility of the site by tracking travel time and cost.

تیم دسترسی نداشتن به سایت را با پیگیری زمان و هزینه سفر اندازه‌گیری کرد.

the unaccessibility of reliable internet limits students' learning opportunities.

نداشتن دسترسی به اینترنت قابل اعتماد، فرصت‌های یادگیری دانش‌آموزان را محدود می‌کند.

during the blackout, the unaccessibility of emergency hotlines caused panic.

در طول قطعی برق، عدم دسترسی به خطوط تلفن اضطراری باعث وحشت شد.

engineers addressed the unaccessibility of the platform by adding elevators.

مهندسان با اضافه کردن آسانسورها به مشکل دسترسی نداشتن به پلتفرم رسیدگی کردند.

the unaccessibility of affordable housing is pushing workers farther from the city.

نداشتن دسترسی به مسکن مقرون به صرفه باعث می‌شود کارگران دورتر از شهر باشند.

researchers highlighted the unaccessibility of mental health support for teenagers.

محققان بر عدم دسترسی به حمایت‌های بهداشتی روانی برای نوجوانان تأکید کردند.

the unaccessibility of the evidence weakened the case in court.

عدم دسترسی به مدارک باعث تضعیف پرونده در دادگاه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید