unanimities

[ایالات متحده]/juːˈnæn.ɪ.mɪ.tiz/
[بریتانیا]/juˈnæn.ɪˌmɪ.tiz/

ترجمه

n. توافق از سوی تمام افراد درگیر

عبارات و ترکیب‌ها

unanimities in agreement

هم‌رایي در توافق

unanimities of opinion

هم‌رایي در نظر

unanimities reached

هم‌رایي حاصل شده

unanimities among members

هم‌رایي در بین اعضا

unanimities expressed

هم‌رایي بیان شده

unanimities in decision

هم‌رایي در تصمیم‌گیری

unanimities of thought

هم‌رایي در فکر

unanimities in support

هم‌رایي در حمایت

unanimities observed

هم‌رایي مشاهده شده

unanimities confirmed

هم‌رایي تایید شده

جملات نمونه

there was a surprising unanimity among the committee members.

بین اعضای کمیته اتفاق نظر شگفت انگیزی وجود داشت.

unanimities in decision-making can lead to better outcomes.

اتفاق نظرات در تصمیم گیری می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

we need to find a way to achieve unanimity on this issue.

ما باید راهی برای دستیابی به اجماع در این موضوع پیدا کنیم.

the board reached a rare unanimity regarding the new policy.

هیئت مدیره در مورد سیاست جدید به اجماع کمیاب رسید.

unanimities in beliefs can strengthen a community.

اتفاق نظرات در باورها می تواند یک جامعه را تقویت کند.

the team celebrated their unanimity after a long debate.

تیم پس از بحث طولانی، اجماع خود را جشن گرفت.

unanimity is essential for the success of collaborative projects.

اجماع برای موفقیت پروژه های مشارکتی ضروری است.

they expressed their unanimity during the annual meeting.

آنها اجماع خود را در جلسه سالانه ابراز کردند.

achieving unanimity can be challenging in diverse groups.

دستیابی به اجماع در گروه های متنوع می تواند چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید