consensuses

[ایالات متحده]/kənˈsɛn.səs.ɪz/
[بریتانیا]/kənˈsɛn.səs.ɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه توافق؛ توافق عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

common consensuses

توافقات رایج

scientific consensuses

توافقات علمی

social consensuses

توافقات اجتماعی

political consensuses

توافقات سیاسی

global consensuses

توافقات جهانی

cultural consensuses

توافقات فرهنگی

economic consensuses

توافقات اقتصادی

ethical consensuses

توافقات اخلاقی

educational consensuses

توافقات آموزشی

environmental consensuses

توافقات زیست محیطی

جملات نمونه

finding consensuses among different groups can be challenging.

یافتن اجماع بین گروه‌های مختلف می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the team worked hard to build consensuses before the deadline.

تیم برای رسیدن به اجماع قبل از موعد مقرر سخت تلاش کرد.

it’s important to establish consensuses in negotiations.

ایجاد اجماع در مذاکرات مهم است.

we need to develop consensuses to move forward.

ما باید اجماع‌هایی را ایجاد کنیم تا به جلو حرکت کنیم.

consensuses can lead to more effective decision-making.

اجماع‌ها می‌توانند منجر به تصمیم‌گیری مؤثرتر شوند.

the project succeeded because of the consensuses achieved.

این پروژه به دلیل اجماع‌هایی که حاصل شده بود موفقیت‌آمیز بود.

building consensuses takes time and effort.

رسیدن به اجماع زمان و تلاش می‌برد.

we should aim for consensuses in our discussions.

ما باید در بحث‌های خود به دنبال اجماع باشیم.

consensuses among stakeholders are crucial for success.

اجماع بین ذینفعان برای موفقیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید