unbanded

[ایالات متحده]/[ʌnˈbændɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbændɪd]/

ترجمه

adj.فاقد گروه بندی؛ بدون گروه بندی؛ بدون اتصال یا بند.
v.حذف یک بند یا بند از؛ آزاد شدن از یک بند یا بند.

عبارات و ترکیب‌ها

unbanded wool

گوسفند نوارنشده

an unbanded state

یک حالت نوارنشده

unbanded brass

برنج نوارنشده

keeping unbanded

نگهداری نوارنشده

unbanded condition

وضعیت نوارنشده

were unbanded

آنها نوارنشده بودند

unbanded edges

لبه‌های نوارنشده

unbanded form

فرم نوارنشده

unbanded surface

سطح نوارنشده

be unbanded

نوارنشده باشید

جملات نمونه

the unbanded brass knuckles were illegal to possess.

داشتن مشت‌های برنجی بدون بند غیرقانونی بود.

he preferred unbanded tires for the classic look.

او برای داشتن ظاهری کلاسیک، لاستیک‌های بدون بند را ترجیح می‌داد.

the unbanded well was prone to collapsing.

چاه بدون بند مستعد ریزش بود.

the unbanded belt buckle was a family heirloom.

سگک کمربند بدون بند یک ارثیه خانوادگی بود.

they found several unbanded pipes in the basement.

آنها چند لوله بدون بند را در زیرزمین پیدا کردند.

the unbanded saddle looked weathered and old.

زین بدون بند رنگ و بافت کهنه و قدیمی داشت.

the craftsman specialized in creating unbanded leather goods.

صنعتگر در ساخت کالاهای چرمی بدون بند تخصص داشت.

the unbanded hat sat crookedly on his head.

کلاه بدون بند به طور مژده وار روی سرش قرار داشت.

she admired the unbanded edges of the pottery.

او به لبه‌های بدون بند سفالگری نگاه کرد و از آن‌ها لذت برد.

the antique sword featured an unbanded hilt.

شمشیر عتیقه دارای دسته‌ای بدون بند بود.

the unbanded rope was frayed and worn.

طناب بدون بند پاره و فرسوده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید