unbanded wool
گوسفند نوارنشده
an unbanded state
یک حالت نوارنشده
unbanded brass
برنج نوارنشده
keeping unbanded
نگهداری نوارنشده
unbanded condition
وضعیت نوارنشده
were unbanded
آنها نوارنشده بودند
unbanded edges
لبههای نوارنشده
unbanded form
فرم نوارنشده
unbanded surface
سطح نوارنشده
be unbanded
نوارنشده باشید
the unbanded brass knuckles were illegal to possess.
داشتن مشتهای برنجی بدون بند غیرقانونی بود.
he preferred unbanded tires for the classic look.
او برای داشتن ظاهری کلاسیک، لاستیکهای بدون بند را ترجیح میداد.
the unbanded well was prone to collapsing.
چاه بدون بند مستعد ریزش بود.
the unbanded belt buckle was a family heirloom.
سگک کمربند بدون بند یک ارثیه خانوادگی بود.
they found several unbanded pipes in the basement.
آنها چند لوله بدون بند را در زیرزمین پیدا کردند.
the unbanded saddle looked weathered and old.
زین بدون بند رنگ و بافت کهنه و قدیمی داشت.
the craftsman specialized in creating unbanded leather goods.
صنعتگر در ساخت کالاهای چرمی بدون بند تخصص داشت.
the unbanded hat sat crookedly on his head.
کلاه بدون بند به طور مژده وار روی سرش قرار داشت.
she admired the unbanded edges of the pottery.
او به لبههای بدون بند سفالگری نگاه کرد و از آنها لذت برد.
the antique sword featured an unbanded hilt.
شمشیر عتیقه دارای دستهای بدون بند بود.
the unbanded rope was frayed and worn.
طناب بدون بند پاره و فرسوده بود.
unbanded wool
گوسفند نوارنشده
an unbanded state
یک حالت نوارنشده
unbanded brass
برنج نوارنشده
keeping unbanded
نگهداری نوارنشده
unbanded condition
وضعیت نوارنشده
were unbanded
آنها نوارنشده بودند
unbanded edges
لبههای نوارنشده
unbanded form
فرم نوارنشده
unbanded surface
سطح نوارنشده
be unbanded
نوارنشده باشید
the unbanded brass knuckles were illegal to possess.
داشتن مشتهای برنجی بدون بند غیرقانونی بود.
he preferred unbanded tires for the classic look.
او برای داشتن ظاهری کلاسیک، لاستیکهای بدون بند را ترجیح میداد.
the unbanded well was prone to collapsing.
چاه بدون بند مستعد ریزش بود.
the unbanded belt buckle was a family heirloom.
سگک کمربند بدون بند یک ارثیه خانوادگی بود.
they found several unbanded pipes in the basement.
آنها چند لوله بدون بند را در زیرزمین پیدا کردند.
the unbanded saddle looked weathered and old.
زین بدون بند رنگ و بافت کهنه و قدیمی داشت.
the craftsman specialized in creating unbanded leather goods.
صنعتگر در ساخت کالاهای چرمی بدون بند تخصص داشت.
the unbanded hat sat crookedly on his head.
کلاه بدون بند به طور مژده وار روی سرش قرار داشت.
she admired the unbanded edges of the pottery.
او به لبههای بدون بند سفالگری نگاه کرد و از آنها لذت برد.
the antique sword featured an unbanded hilt.
شمشیر عتیقه دارای دستهای بدون بند بود.
the unbanded rope was frayed and worn.
طناب بدون بند پاره و فرسوده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید