unbelievability

[ایالات متحده]/ˌʌnbɪˌliːvəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌʌnbəˌliːvəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیت بودن دشوار یا غیرممکن برای باور شدن

جملات نمونه

the sheer unbelievability of his alibi made the jury skeptical.

نامعقول بودن کاملاً دفاع او باعث شد که دادگاه شک به آن داشته باشد.

there was an air of unbelievability around the whole story.

همه داستان با یک هوای نامعقول پر بود.

i couldn’t get over the unbelievability of the final twist.

من نتوانستم از نامعقول بودن پیچش نهایی عبور کنم.

her laugh suggested she sensed the unbelievability of the excuse.

خنده او نشان داد که او احساس می‌کرد دفاع نامعقولی است.

the report highlighted the unbelievability of the claim with hard data.

گزارش با داده‌های محکم نامعقول بودن ادعای را تأکید کرد.

he stared in silence, struck by the unbelievability of what he’d heard.

او به سکوت نگاه کرد، به دلیل شگفتی از نامعقول بودن آنچه که شنیده بود.

the video captured the unbelievability on their faces in real time.

ویدئو در زمان واقعی نامعقول بودن را روی صورت‌های آن‌ها ثبت کرد.

critics questioned the unbelievability of the plot and the rushed ending.

انتقادات به نامعقول بودن داستان و پایانی که سریع انجام شده بود، پرداخت.

to reduce the unbelievability of the scene, the director rewrote the dialogue.

برای کاهش نامعقول بودن صحنه، کارگردان مکالمه را بازنویسی کرد.

his tone conveyed the unbelievability of the sudden announcement.

تونش نامعقول بودن اعلام ناگهانی را منتقل کرد.

the defense tried to downplay the unbelievability of the witness’s account.

دفاع سعی کرد نامعقول بودن گزارش شاهد را کمتر کند.

even after proof arrived, the unbelievability lingered in the room.

حتی پس از رسیدن اثبات، نامعقول بودن در اتاق باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید