unbends

[ایالات متحده]/ʌnˈbɛndz/
[بریتانیا]/ʌnˈbɛndz/

ترجمه

v. راست شدن; کم seriousness شدن; آرام شدن; شل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

unbends the rules

قوانین را تغییر می‌دهد

unbends the mind

ذهن را تغییر می‌دهد

unbends the spirit

روح را تغییر می‌دهد

unbends the tension

تنش را تغییر می‌دهد

unbends the body

بدن را تغییر می‌دهد

unbends the heart

قلب را تغییر می‌دهد

unbends the situation

شرایط را تغییر می‌دهد

unbends the conflict

درگیری را تغییر می‌دهد

unbends the stress

استرس را تغییر می‌دهد

جملات نمونه

he unbends after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری آرامش می‌گیرد.

she unbends her mind by practicing yoga.

او با تمرین یوگا ذهن خود را آرام می‌کند.

after the meeting, he finally unbends and smiles.

بعد از جلسه، او بالاخره آرامش می‌گیرد و لبخند می‌زند.

the tense atmosphere unbends with a good joke.

فضای پرتنش با یک شوخی خوب آرام می‌گیرد.

as the evening progresses, she unbends and enjoys the party.

با پیشرفت شب، او آرامش می‌گیرد و از مهمانی لذت می‌برد.

he unbends his posture after sitting for hours.

او بعد از نشستن به مدت چند ساعت وضعیت بدنی خود را آرام می‌کند.

the dog unbends its body and stretches.

سگ بدن خود را آرام می‌کند و کشش می‌دهد.

she unbends her worries by talking to friends.

او با صحبت کردن با دوستان نگرانی‌های خود را آرام می‌کند.

music helps him unbend from daily stress.

موسیقی به او کمک می‌کند تا از استرس روزانه آرامش بگیرد.

he unbends his thoughts while painting.

او در حین نقاشی افکار خود را آرام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید