unblemishedness

[ایالات متحده]//ʌnˈblemɪʃt.nəs//
[بریتانیا]//ʌnˈblemɪʃt.nəs//

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیتی بودن بدون عیب؛ آزادی کامل از نقص، لکه یا عیب اخلاقی؛ وضعیتی که از نظر ظاهری آسیب ندیده یا نشانه ای ندارد؛ خلوص جسمانی دست نخورده یا سالم؛ کیفیتی که از داشتن شهرتی نجس، یکپارچه و عاری از عیب باشد؛ یکپارچگی اخلاقی و بی گناهی.

عبارات و ترکیب‌ها

unblemishedness matters

اهمیت دادن به بی‌عیبی

seek unblemishedness

به دنبال بی‌عیبی باشید

maintain unblemishedness

بی‌عیبی را حفظ کنید

value unblemishedness

ارزش بی‌عیبی را بدانید

protect unblemishedness

از بی‌عیبی محافظت کنید

preserve unblemishedness

بی‌عیبی را حفظ کنید

ensure unblemishedness

اطمینان حاصل کنید که بی‌عیبی وجود دارد

unblemishedness endures

بی‌عیبی پایدار است

unblemishedness prevails

بی‌عیبی غالب است

unblemishedness remains

بی‌عیبی باقی می‌ماند

جملات نمونه

the unblemishedness of the museum artifact was preserved under controlled light and humidity.

سالم بودن اثر باستان‌شناسی در زیر نور و رطوبت کنترل‌شده حفظ شد.

her unblemishedness remained intact despite years of harsh weather and heavy use.

کمال و بی‌نقص بودن او حتی پس از سال‌ها آب و هوای سخت و استفاده زیاد حفظ شد.

the company prized the unblemishedness of its safety record above rapid expansion.

شرکت، سابقه ایمنی بی‌نقص خود را بر گسترش سریع ترجیح می‌داد.

collectors pay a premium for the unblemishedness of the first edition dust jacket.

کلکسیونرها برای بی‌نقص بودن جلد کتاب گرد و غباری نسخه اول مبلغی اضافه پرداخت می‌کنند.

the audit confirmed the unblemishedness of the financial statements after a thorough review.

بازرسی مالی، پس از بررسی کامل، بی‌نقص بودن صورت‌های مالی را تایید کرد.

he guarded the unblemishedness of his reputation by refusing to cut corners.

او با اجتناب از میانبر زدن، از بی‌نقص بودن شهرت خود محافظت کرد.

the jeweler verified the unblemishedness of the gem before issuing a certificate.

جواهرساز قبل از صدور گواهی، بی‌نقص بودن سنگ قیمتی را تایید کرد.

the artist aimed for the unblemishedness of the canvas surface before applying the first layer.

هنرمند قبل از اعمال لایه اول، به دنبال بی‌نقص بودن سطح بوم نقاشی بود.

they maintained the unblemishedness of the white walls with careful cleaning and strict rules.

آنها با تمیز کردن دقیق و قوانین سختگیرانه، بی‌نقص بودن دیوارهای سفید را حفظ کردند.

to ensure the unblemishedness of the report, the editor double checked every citation.

برای اطمینان از بی‌نقص بودن گزارش، ویراستار هر منبع استناد را دو بار بررسی کرد.

the unblemishedness of the new paintwork was ruined by a single careless scratch.

بی‌نقص بودن رنگ‌آمیزی جدید توسط یک خراش بی‌احتیاط از بین رفت.

she admired the unblemishedness of the snowfield before the first footprints appeared.

او قبل از ظاهر شدن اولین رد پاها، به بی‌نقص بودن برف‌زار خیره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید