stainedness

[ایالات متحده]/ˈsteɪndnəs/
[بریتانیا]/ˈsteɪndnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت آلودگی؛ حالت یا ظاهر آلوده شده

جملات نمونه

the stainedness of his past actions haunted him every day.

نارسایی‌های گذشته‌اش هر روز او را درگیر می‌کرد.

she tried to wash away the stainedness on her reputation.

او سعی کرد نارسایی‌هایی که بر روی شهرت‌اش بود را بشویی دهد.

the stainedness from the red wine would never come out of the tablecloth.

نارسایی‌های ناشی از شراب قرمز هرگز از پرده‌ی میز خارج نمی‌شد.

the ancient manuscript's stainedness added to its mysterious appeal.

نارسایی‌های پارچه‌ای این مانوسکریپت قدیمی به جذابیت مرموز آن افزود.

moral stainedness cannot be easily erased by simple apologies.

نارسایی‌های اخلاقی نمی‌تواند به راحتی با عذرخواهی‌های ساده پاک شود.

the stainedness on the cathedral walls testified to centuries of history.

نارسایی‌های روی دیوارهای کاتدرال شاهدی بر سال‌ها تاریخ بود.

he accepted the family stainedness with quiet resignation.

او نارسایی‌های خانوادگی را با اعتراف خاموش پذیرفت.

the stainedness between the two friends grew with each misunderstanding.

نارسایی‌های بین دو دوست با هر اشتباه فردی افزایش یافت.

time could not erase the stainedness of that painful memory.

زمان نتوانست نارسایی‌های آن یادآوری دردناک را پاک کند.

the stainedness on the marble floor was a constant reminder of the accident.

نارسایی‌های روی زمین نشانه‌ای دائمی از حادثه بود.

despite the stainedness in his record, he was given a second chance.

هر چند که در رکورد او نارسایی‌هایی وجود داشت، او به دومین فرصت داده شد.

the stainedness of the water sample indicated serious environmental pollution.

نارسایی‌های نمونه‌ی آب نشان دهنده‌ی آلودگی محیطی جدی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید