unbowed

[ایالات متحده]/ʌnˈbaʊd/
[بریتانیا]/ʌnˈbaʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر خمیده؛ غیر تسلیم کننده

عبارات و ترکیب‌ها

unbowed spirit

روحیه تسلیم‌ناپذیر

unbowed resolve

اراده راسخ

unbowed heart

قلب استوار

unbowed will

اراده استوار

unbowed strength

قدرت استوار

unbowed courage

شجاعت استوار

unbowed pride

افتخار استوار

unbowed faith

ایمان استوار

unbowed determination

عزم راسخ

unbowed legacy

میراث استوار

جملات نمونه

the unbowed spirit of the team inspired everyone.

روحیه تسلیم‌ناپذیر تیم الهام‌بخش همه بود.

she remained unbowed despite the criticism.

او با وجود انتقادات، همچنان استوار باقی ماند.

his unbowed determination led him to success.

عزم راسخ او او را به موفقیت رساند.

they faced challenges unbowed and ready to fight.

آنها با روحیه ای استوار و آماده برای مبارزه با چالش ها روبرو شدند.

the unbowed leader rallied his followers.

رهبر استوار، پیروان خود را متحد کرد.

with unbowed courage, she spoke out against injustice.

با شجاعت استوار، او با عدالت‌ستیزی مخالفت کرد.

his unbowed resolve impressed everyone around him.

اراده راسخ او همه اطرافیان را تحت تاثیر قرار داد.

the unbowed will of the people was evident during the protest.

اراده استوار مردم در جریان اعتراضات آشکار بود.

she walked through the storm unbowed.

او در میان طوفان، استوار قدم برداشت.

his unbowed attitude towards adversity is admirable.

نگاه استوار او به سختی ها قابل تحسین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید