unbruised

[ایالات متحده]/[ʌnˈbruːzd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbruːzd]/

ترجمه

adj. بدون لکه جوش؛ بدون لکه‌های جوش؛ نشانه‌ای از آسیب یا خسارت نشان نمی‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

unbruised apple

سیب بدون زخم

stay unbruised

بدون زخم بمان

unbruised skin

پوست بدون زخم

completely unbruised

کاملاً بدون زخم

unbruised peach

نارگیس بدون زخم

unbruised fruit

میوه بدون زخم

being unbruised

بدون زخم بودن

find unbruised

بدون زخم پیدا کن

unbruised surface

سطح بدون زخم

look unbruised

به نظر برسد که بدون زخم است

جملات نمونه

the unbruised apple looked perfect on the counter.

سیب بدون زخم روی صندلی به نظر کامل می‌رسید.

she carefully inspected the unbruised peaches at the farmer's market.

او با دقت گوجه‌های بدون زخم را در بازار کشاورزی بررسی کرد.

he preferred the unbruised bananas over the ones with brown spots.

او موزهای بدون زخم را به جای آنهایی که دوچشم‌های قهوه‌ای داشتند، ترجیح می‌داد.

the delivery service ensured the unbruised condition of the produce.

سرویس تحویل کالا حالت بدون زخم محصولات را تضمین کرد.

after the fall, thankfully, he remained unbruised.

پس از سقوط، به خوشبختی، او بدون زخم ماند.

the unbruised tomatoes were used for the salad.

گوجه‌های بدون زخم برای سالاد استفاده شدند.

she gently placed the unbruised pears in a basket.

او موزهای بدون زخم را با دقت در یک سبد قرار داد.

the child emerged from the playground completely unbruised.

کودک از زمین بازی به طور کامل بدون زخم بیرون آمد.

he sought out the unbruised sections of the watermelon.

او قسمت‌های بدون زخم یخ‌مری را جستجو کرد.

the unbruised skin indicated a healthy and ripe avocado.

پوست بدون زخم یک گوجه‌نی آووکادو سالم و رسیده را نشان می‌داد.

the boxer's unbruised face was a testament to his skill.

چهره بدون زخم بازیگر باکس، دلیلی بر مهارت او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید