unmarred

[ایالات متحده]/ʌnˈmɑːd/
[بریتانیا]/ʌnˈmɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون آسیب یا خراب شدگی

عبارات و ترکیب‌ها

unmarred beauty

زیبایی دست‌نخورده

unmarred landscape

مناظر دست‌نخورده

unmarred surface

سطح دست‌نخورده

unmarred reputation

شهرت دست‌نخورده

unmarred joy

شادی دست‌نخورده

unmarred innocence

معصومیت دست‌نخورده

unmarred experience

تجربه دست‌نخورده

unmarred trust

اعتماد دست‌نخورده

unmarred relationship

رابطه دست‌نخورده

unmarred happiness

خوشبختی دست‌نخورده

جملات نمونه

the landscape remained unmarred by human activity.

مناظر طبيعي دست‌نخورده و دست‌ساز نبود.

her reputation was unmarred despite the controversy.

شهرت او با وجود جنجال‌ها خدشه‌دار نشد.

the painting was unmarred after years in storage.

تابلو نقاشی پس از سال‌ها نگهداری دست‌نخورده باقی ماند.

he delivered an unmarred performance at the concert.

او یک اجرا بدون نقص در کنسرت ارائه داد.

the garden was unmarred by weeds or pests.

باغ بدون علف‌های هرز یا آفات باقی ماند.

her unmarred skin was the envy of her friends.

پوست دست‌نخورده او مورد حسادت دوستانش بود.

the book remains unmarred by any damage.

کتاب بدون هیچ‌گونه آسیب باقی می‌ماند.

the athlete's record was unmarred by any scandals.

رکورد ورزشکار بدون هیچ‌گونه رسوایی باقی ماند.

they kept the environment unmarred during construction.

آنها محیط زیست را در طول ساخت و ساز دست‌نخورده نگه داشتند.

her smile was unmarred by worries or fears.

لبخند او بدون نگرانی یا ترس باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید