unscorched

[ایالات متحده]/[ʌnˈsɔːtʃt]/
[بریتانیا]/[ənˈskɔːrtʃt]/

ترجمه

adj. نسوزیده؛ نسوزیده نشده.؛ بدون آسیب دیدن به دلیز یا گرما.

عبارات و ترکیب‌ها

unscorched earth

زمین نسوزیده

stay unscorched

نشاندگی نسوزیده بمان

unscorched wood

چوب نسوزیده

remain unscorched

نسوزیده بمان

unscorched fields

میدان‌های نسوزیده

still unscorched

هنوز نسوزیده

unscorched surface

سطح نسوزیده

unscorched grain

گندم نسوزیده

being unscorched

در حال نسوزیده ماندن

completely unscorched

کاملاً نسوزیده

جملات نمونه

the unscorched earth showed signs of recent rainfall.

زمین نسوزده نشانه‌هایی از بارش اخیر را نشان می‌داد.

after the fire, only a few trees remained unscorched.

پس از آتش سوزی، تنها چند درخت نسوزده باقی ماند.

he felt unscorched by the criticism, remaining confident.

او احساس نسوزدن از انتقادات را داشت و اعتماد خود را حفظ کرد.

the unscorched landscape offered a stark contrast to the burned areas.

پهنه‌های نسوزده یک تضاد واضح با مناطق سوزده ایجاد می‌کرد.

despite the heat, the stone remained unscorched by the sun.

در این حال که گرمای زیادی وجود داشت، سنگ توسط خورشید نسوزده ماند.

the unscorched fields promised a good harvest this year.

کشتی‌های نسوزده این سال یک برداشت خوب را اعلام می‌کرد.

she sought refuge in the unscorched part of the forest.

او پناهی در بخش نسوزده جنگل جستجو کرد.

the unscorched wood provided valuable building material.

چوب نسوزده مواد ساختمانی ارزشمندی فراهم می‌کرد.

they found an unscorched oasis in the desert wasteland.

آن‌ها یک اُاسیس نسوزده در بیابان خشک را پیدا کردند.

the unscorched soil was ideal for planting new seeds.

خاک نسوزده برای کاشت دانه‌های جدید مناسب بود.

even after the intense blaze, some areas remained unscorched.

حتی پس از آتش سوزی شدید، برخی مناطق نسوزده باقی ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید