uncap

[ایالات متحده]/ʌnˈkæp/
[بریتانیا]/ʌnˈkæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کلاه یا کلاه‌خود را برداشتن؛ کلاه را درآوردن؛ درپوش را باز کردن
vi. کلاه خود را درآوردن؛ با درآوردن کلاه سلام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

uncap the bottle

باز کردن بطری

uncap the pen

باز کردن خودکار

uncap the limits

رفع محدودیت‌ها

uncap the potential

باز کردن ظرفیت

uncap the profits

باز کردن سود

uncap the data

باز کردن داده‌ها

uncap the creativity

باز کردن خلاقیت

uncap the access

باز کردن دسترسی

uncap the funds

باز کردن بودجه

uncap the market

باز کردن بازار

جملات نمونه

make sure to uncap the bottle before pouring.

مطمئن شوید قبل از ریختن درب بطری را باز کنید.

he forgot to uncap the pen, and it dried out.

او فراموش کرد درب خودکار را باز کند و خشک شد.

can you uncap the markers for the kids?

می‌توانید ماژیک‌ها را برای بچه‌ها باز کنید؟

before using the paint, please uncap the tubes.

قبل از استفاده از رنگ، لطفاً درب لوله‌ها را باز کنید.

remember to uncap the test tubes carefully.

به یاد داشته باشید که لوله‌های آزمایشگاهی را با احتیاط باز کنید.

she had to uncap the container to see the contents.

او مجبور شد درب ظرف را باز کند تا محتویات را ببیند.

he quickly uncapped the bottle to take a drink.

او به سرعت درب بطری را باز کرد تا بنوشد.

uncap the jar and mix the ingredients well.

درب شیشه را باز کنید و مواد را به خوبی مخلوط کنید.

don't forget to uncap the glue before applying it.

فراموش نکنید قبل از استفاده درب چسب را باز کنید.

she uncapped the lipstick and applied it carefully.

او رژ لب را باز کرد و با دقت آن را استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید