clasped

[ایالات متحده]/klɑːst/
[بریتانیا]/klæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محکم نگه داشته شده; محکم در آغوش گرفته شده; محکم چسبیده شده; محکم گرفته شده

عبارات و ترکیب‌ها

clasped hands

دست‌های بسته‌شده

clasped fingers

انگشتان بسته‌شده

clasped arms

بازوهای بسته‌شده

clasped together

در کنار هم بسته شده

clasped tightly

به شدت بسته شده

clasped in prayer

در حالت دعا بسته شده

clasped around

اطراف بسته شده

clasped securely

به طور ایمن بسته شده

clasped gently

به آرامی بسته شده

clasped with love

با عشق بسته شده

جملات نمونه

she clasped her hands in excitement.

او دستانش را از هیجان در هم گره زد.

he clasped the necklace around her neck.

او گردنبند را دور گردن او در دست گرفت.

the child clasped his mother's hand tightly.

کودک دست مادرش را محکم در دست گرفت.

they clasped each other in a warm embrace.

آنها در آغوش گرمی یکدیگر را در آغوش گرفتند.

she clasped the book to her chest.

او کتاب را به سینه‌اش چسباند.

he clasped the steering wheel as he drove.

او در حالی که رانندگی می‌کرد، فرمان را محکم در دست گرفت.

with a smile, she clasped his hand.

با لبخندی، دست او را در دست گرفت.

the old man clasped his cane while walking.

مرد پیر در حالی که راه می‌رفت، عصای خود را در دست گرفت.

they clasped their hands together in prayer.

آنها در نماز دستان خود را به هم گره زدند.

she clasped the letter tightly, feeling nervous.

او نامه را محکم در دست گرفت و احساس اضطراب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید