| شکل سوم شخص مفرد | unclogs |
| صفت یا فعل حال استمراری | unclogging |
| زمان گذشته | unclogged |
| قسمت سوم فعل | unclogged |
unclog drain
باز کردن گرفتگی لوله
unclog toilet
باز کردن گرفتگی توالت
unclog sink
باز کردن گرفتگی سینک
unclog pipe
باز کردن گرفتگی لوله
unclog filter
باز کردن گرفتگی فیلتر
unclog vent
باز کردن گرفتگی دریچه هوا
unclog line
باز کردن گرفتگی خط
unclog system
باز کردن گرفتگی سیستم
unclog hose
باز کردن گرفتگی شلنگ
unclog channel
باز کردن گرفتگی کانال
we need to unclog the sink before the water overflows.
ما باید قبل از سرریز شدن آب، سینک را باز کنیم.
the plumber was called to unclog the toilet.
لوله کش برای باز کردن توالت احضار شد.
using a plunger can help unclog the drain.
استفاده از یک تشتک می تواند به باز کردن زهکشی کمک کند.
she used vinegar and baking soda to unclog the pipes.
او از سرکه و جوش شیرین برای باز کردن لوله ها استفاده کرد.
sometimes, hair can easily unclog the shower drain.
گاهی اوقات، مو می تواند به راحتی زهکشی دوش را باز کند.
it's important to unclog the air filter regularly.
به طور مرتب تمیز کردن فیلتر هوا مهم است.
he tried to unclog the vacuum cleaner with a stick.
او سعی کرد جاروبرقی را با یک چوب باز کند.
unclogging the chimney is essential for safety.
باز کردن دودکش برای ایمنی ضروری است.
they hired a professional to unclog the main sewer line.
آنها یک متخصص را برای باز کردن خط فاضلاب اصلی استخدام کردند.
the maintenance team will unclog the gutters this weekend.
تیم تعمیر و نگهداری این آخر هفته ناژوان ها را باز خواهند کرد.
unclog drain
باز کردن گرفتگی لوله
unclog toilet
باز کردن گرفتگی توالت
unclog sink
باز کردن گرفتگی سینک
unclog pipe
باز کردن گرفتگی لوله
unclog filter
باز کردن گرفتگی فیلتر
unclog vent
باز کردن گرفتگی دریچه هوا
unclog line
باز کردن گرفتگی خط
unclog system
باز کردن گرفتگی سیستم
unclog hose
باز کردن گرفتگی شلنگ
unclog channel
باز کردن گرفتگی کانال
we need to unclog the sink before the water overflows.
ما باید قبل از سرریز شدن آب، سینک را باز کنیم.
the plumber was called to unclog the toilet.
لوله کش برای باز کردن توالت احضار شد.
using a plunger can help unclog the drain.
استفاده از یک تشتک می تواند به باز کردن زهکشی کمک کند.
she used vinegar and baking soda to unclog the pipes.
او از سرکه و جوش شیرین برای باز کردن لوله ها استفاده کرد.
sometimes, hair can easily unclog the shower drain.
گاهی اوقات، مو می تواند به راحتی زهکشی دوش را باز کند.
it's important to unclog the air filter regularly.
به طور مرتب تمیز کردن فیلتر هوا مهم است.
he tried to unclog the vacuum cleaner with a stick.
او سعی کرد جاروبرقی را با یک چوب باز کند.
unclogging the chimney is essential for safety.
باز کردن دودکش برای ایمنی ضروری است.
they hired a professional to unclog the main sewer line.
آنها یک متخصص را برای باز کردن خط فاضلاب اصلی استخدام کردند.
the maintenance team will unclog the gutters this weekend.
تیم تعمیر و نگهداری این آخر هفته ناژوان ها را باز خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید