looked unconcernedly
نگاه کرد بیتفاوت
shrugged unconcernedly
بیتفاوت بالا انداخت
spoke unconcernedly
بیتفاوت صحبت کرد
War was breaking out in Europe, but she unconcernedly planned for a holiday.
جنگ در اروپا در حال آغاز بود، اما او بیتوجهانه برای تعطیلات برنامهریزی میکرد.
looked unconcernedly
نگاه کرد بیتفاوت
shrugged unconcernedly
بیتفاوت بالا انداخت
spoke unconcernedly
بیتفاوت صحبت کرد
War was breaking out in Europe, but she unconcernedly planned for a holiday.
جنگ در اروپا در حال آغاز بود، اما او بیتوجهانه برای تعطیلات برنامهریزی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید