unconcernedly

[ایالات متحده]/'ʌnkən'sə:nidli/
[بریتانیا]/ˌ ʌnkənˈsə..nɪdlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بی‌نگرانی یا بی‌توجهی، بی‌اعتنا یا بی‌احساس، بدون نگرانی، بی‌ربط

عبارات و ترکیب‌ها

looked unconcernedly

نگاه کرد بی‌تفاوت

shrugged unconcernedly

بی‌تفاوت بالا انداخت

spoke unconcernedly

بی‌تفاوت صحبت کرد

جملات نمونه

War was breaking out in Europe, but she unconcernedly planned for a holiday.

جنگ در اروپا در حال آغاز بود، اما او بی‌توجهانه برای تعطیلات برنامه‌ریزی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید