uncrewed aircraft
هواپیما بدون مأمور
uncrewed drone
درونه بدون مأمور
uncrewed flight
پرواز بدون مأمور
uncrewed mission
مأموریت بدون مأمور
uncrewed vehicle
وسیله نقلیه بدون مأمور
uncrewed vessel
کشتی بدون مأمور
uncrewed spacecraft
فضایی بدون مأمور
uncrewed systems
سیستمهای بدون مأمور
uncrewed flights
پروازهای بدون مأمور
the uncrewed aircraft completed a coastal survey before sunrise.
هواپیما بدون مأمور در آغاز روز یک بررسی ساحلی را به پایان رساند.
engineers tested an uncrewed aerial vehicle in strong crosswinds.
مهندسان یک وسیله هوایی بدون مأمور را در بادهای عرضی قوی آزمایش کردند.
an uncrewed mission will deliver supplies to the research station.
یک مأموریت بدون مأمور مواد لازم را به ایستگاه تحقیقاتی ارسال خواهد کرد.
the uncrewed spacecraft entered orbit and began system checks.
فضاپیما بدون مأمور به مدار وارد شد و بررسی سیستم را شروع کرد.
they launched an uncrewed probe to study the comet’s tail.
آنها یک پروب بدون مأمور را به فضا پرتاب کردند تا دم خورشیدی را مطالعه کنند.
the navy deployed an uncrewed surface vessel for patrol.
نیروی دریایی یک کشتی سطحی بدون مأمور را برای گشت زنی تعبیه کرد.
the team used an uncrewed underwater vehicle to map the reef.
تیم یک وسیله زیر آبی بدون مأمور را برای نقشه برداری از ریف استفاده کرد.
during the drill, an uncrewed ground vehicle carried medical kits.
در حین تمرین، یک وسیله زمینی بدون مأمور کیتهای پزشکی را حمل کرد.
controllers monitored the uncrewed flight from a remote operations center.
کنترلرها پرواز بدون مأمور را از یک مرکز عملیات دوردست نظارت کردند.
the company scheduled an uncrewed test flight to validate the sensors.
شرکت یک پرواز آزمایشی بدون مأمور را برنامه ریزی کرد تا حسگرها را تأیید کند.
an uncrewed launch is planned for next month, pending weather.
یک پرتاب بدون مأمور در ماه آینده برنامه ریزی شده است، به شرط آب و هوا.
the uncrewed rover traversed rocky terrain and transmitted images.
روver بدون مأمور زمینهای سنگ لایهای را عبور داد و تصاویر را ارسال کرد.
uncrewed aircraft
هواپیما بدون مأمور
uncrewed drone
درونه بدون مأمور
uncrewed flight
پرواز بدون مأمور
uncrewed mission
مأموریت بدون مأمور
uncrewed vehicle
وسیله نقلیه بدون مأمور
uncrewed vessel
کشتی بدون مأمور
uncrewed spacecraft
فضایی بدون مأمور
uncrewed systems
سیستمهای بدون مأمور
uncrewed flights
پروازهای بدون مأمور
the uncrewed aircraft completed a coastal survey before sunrise.
هواپیما بدون مأمور در آغاز روز یک بررسی ساحلی را به پایان رساند.
engineers tested an uncrewed aerial vehicle in strong crosswinds.
مهندسان یک وسیله هوایی بدون مأمور را در بادهای عرضی قوی آزمایش کردند.
an uncrewed mission will deliver supplies to the research station.
یک مأموریت بدون مأمور مواد لازم را به ایستگاه تحقیقاتی ارسال خواهد کرد.
the uncrewed spacecraft entered orbit and began system checks.
فضاپیما بدون مأمور به مدار وارد شد و بررسی سیستم را شروع کرد.
they launched an uncrewed probe to study the comet’s tail.
آنها یک پروب بدون مأمور را به فضا پرتاب کردند تا دم خورشیدی را مطالعه کنند.
the navy deployed an uncrewed surface vessel for patrol.
نیروی دریایی یک کشتی سطحی بدون مأمور را برای گشت زنی تعبیه کرد.
the team used an uncrewed underwater vehicle to map the reef.
تیم یک وسیله زیر آبی بدون مأمور را برای نقشه برداری از ریف استفاده کرد.
during the drill, an uncrewed ground vehicle carried medical kits.
در حین تمرین، یک وسیله زمینی بدون مأمور کیتهای پزشکی را حمل کرد.
controllers monitored the uncrewed flight from a remote operations center.
کنترلرها پرواز بدون مأمور را از یک مرکز عملیات دوردست نظارت کردند.
the company scheduled an uncrewed test flight to validate the sensors.
شرکت یک پرواز آزمایشی بدون مأمور را برنامه ریزی کرد تا حسگرها را تأیید کند.
an uncrewed launch is planned for next month, pending weather.
یک پرتاب بدون مأمور در ماه آینده برنامه ریزی شده است، به شرط آب و هوا.
the uncrewed rover traversed rocky terrain and transmitted images.
روver بدون مأمور زمینهای سنگ لایهای را عبور داد و تصاویر را ارسال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید