| شکل سوم شخص مفرد | undeceives |
| صفت یا فعل حال استمراری | undeceiving |
| زمان گذشته | undeceived |
| قسمت سوم فعل | undeceived |
undeceive yourself
خودتان را فریبنده ندانید
undeceive others
دیگران را فریبنده ندانید
undeceive me
من را فریبنده ندانید
undeceive them
آنها را فریبنده ندانید
undeceive us
ما را فریبنده ندانید
undeceive quickly
به سرعت خود را فریبنده ندانید
undeceive completely
به طور کامل خود را فریبنده ندانید
undeceive gently
به آرامی خود را فریبنده ندانید
undeceive thoroughly
به طور کامل خود را فریبنده ندانید
undeceive effectively
به طور موثر خود را فریبنده ندانید
it’s time to undeceive the public about the real situation.
اکنون زمان آن است که افکار عمومی را درباره وضعیت واقعی متوجه کنیم.
she tried to undeceive him about the company's financial status.
او سعی کرد او را درباره وضعیت مالی شرکت متوجه کند.
we need to undeceive our clients regarding the product's capabilities.
ما باید مشتریان خود را در مورد قابلیتهای محصول متوجه کنیم.
he felt it was his duty to undeceive his friend.
او احساس کرد که وظیفهاش متوجه کردن دوستش است.
it’s difficult to undeceive someone who wants to believe a lie.
متوجه کردن کسی که میخواهد یک دروغ را باور کند، دشوار است.
they decided to undeceive the team about the project expectations.
آنها تصمیم گرفتند تیم را در مورد انتظارات پروژه متوجه کنند.
the article aimed to undeceive readers about common myths.
مقاله با هدف متوجه کردن خوانندگان در مورد باورهای غلط رایج بود.
parents often need to undeceive their children about the world.
والدین اغلب باید کودکان خود را در مورد جهان متوجه کنند.
to undeceive the audience, the speaker provided clear evidence.
برای متوجه کردن مخاطبان، سخنران شواهد روشنی ارائه داد.
she felt compelled to undeceive herself after realizing the truth.
او پس از فهمیدن حقیقت احساس کرد که باید خود را متوجه کند.
undeceive yourself
خودتان را فریبنده ندانید
undeceive others
دیگران را فریبنده ندانید
undeceive me
من را فریبنده ندانید
undeceive them
آنها را فریبنده ندانید
undeceive us
ما را فریبنده ندانید
undeceive quickly
به سرعت خود را فریبنده ندانید
undeceive completely
به طور کامل خود را فریبنده ندانید
undeceive gently
به آرامی خود را فریبنده ندانید
undeceive thoroughly
به طور کامل خود را فریبنده ندانید
undeceive effectively
به طور موثر خود را فریبنده ندانید
it’s time to undeceive the public about the real situation.
اکنون زمان آن است که افکار عمومی را درباره وضعیت واقعی متوجه کنیم.
she tried to undeceive him about the company's financial status.
او سعی کرد او را درباره وضعیت مالی شرکت متوجه کند.
we need to undeceive our clients regarding the product's capabilities.
ما باید مشتریان خود را در مورد قابلیتهای محصول متوجه کنیم.
he felt it was his duty to undeceive his friend.
او احساس کرد که وظیفهاش متوجه کردن دوستش است.
it’s difficult to undeceive someone who wants to believe a lie.
متوجه کردن کسی که میخواهد یک دروغ را باور کند، دشوار است.
they decided to undeceive the team about the project expectations.
آنها تصمیم گرفتند تیم را در مورد انتظارات پروژه متوجه کنند.
the article aimed to undeceive readers about common myths.
مقاله با هدف متوجه کردن خوانندگان در مورد باورهای غلط رایج بود.
parents often need to undeceive their children about the world.
والدین اغلب باید کودکان خود را در مورد جهان متوجه کنند.
to undeceive the audience, the speaker provided clear evidence.
برای متوجه کردن مخاطبان، سخنران شواهد روشنی ارائه داد.
she felt compelled to undeceive herself after realizing the truth.
او پس از فهمیدن حقیقت احساس کرد که باید خود را متوجه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید