underreacting

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈriːæktɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈriːæktɪŋ/

ترجمه

vi. به طور ناکافی یا نامناسب پاسخ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

underreacting to issues

واکنش نشان ندادن به مشکلات

underreacting in crisis

واکنش نشان ندادن در بحران

underreacting to danger

واکنش نشان ندادن به خطر

underreacting to feedback

واکنش نشان ندادن به بازخورد

underreacting to changes

واکنش نشان ندادن به تغییرات

underreacting to threats

واکنش نشان ندادن به تهدیدها

underreacting to stress

واکنش نشان ندادن به استرس

underreacting in situations

واکنش نشان ندادن در موقعیت ها

underreacting to emotions

واکنش نشان ندادن به احساسات

underreacting during events

واکنش نشان ندادن در طول رویدادها

جملات نمونه

she was underreacting to the news of the layoffs.

او نسبت به خبر تعدیل‌ها واکنش نشان نداد.

his underreacting to the crisis surprised everyone.

واکنش نشان ندادنش نسبت به بحران همه را شگفت‌زده کرد.

they accused him of underreacting during the emergency.

اتهام وارد کردند که او در زمان بحران واکنش نشان نداد.

underreacting can sometimes lead to bigger problems later.

واکنش نشان ندادن گاهی اوقات می‌تواند منجر به مشکلات بزرگتر در آینده شود.

she realized that underreacting was not the best approach.

او متوجه شد که واکنش نشان ندادن بهترین روش نبود.

his underreacting made others question his leadership.

واکنش نشان ندادنش باعث شد دیگران نسبت به رهبری او شک کنند.

it's important to avoid underreacting in critical situations.

در شرایط بحرانی مهم است که از واکنش نشان ندادن خودداری کنید.

underreacting can be a sign of denial.

واکنش نشان ندادن می‌تواند نشانه‌ای از انکار باشد.

his underreacting during the presentation confused the audience.

واکنش نشان ندادنش در طول ارائه باعث سردرگمی مخاطبان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید