underreacting to issues
واکنش نشان ندادن به مشکلات
underreacting in crisis
واکنش نشان ندادن در بحران
underreacting to danger
واکنش نشان ندادن به خطر
underreacting to feedback
واکنش نشان ندادن به بازخورد
underreacting to changes
واکنش نشان ندادن به تغییرات
underreacting to threats
واکنش نشان ندادن به تهدیدها
underreacting to stress
واکنش نشان ندادن به استرس
underreacting in situations
واکنش نشان ندادن در موقعیت ها
underreacting to emotions
واکنش نشان ندادن به احساسات
underreacting during events
واکنش نشان ندادن در طول رویدادها
she was underreacting to the news of the layoffs.
او نسبت به خبر تعدیلها واکنش نشان نداد.
his underreacting to the crisis surprised everyone.
واکنش نشان ندادنش نسبت به بحران همه را شگفتزده کرد.
they accused him of underreacting during the emergency.
اتهام وارد کردند که او در زمان بحران واکنش نشان نداد.
underreacting can sometimes lead to bigger problems later.
واکنش نشان ندادن گاهی اوقات میتواند منجر به مشکلات بزرگتر در آینده شود.
she realized that underreacting was not the best approach.
او متوجه شد که واکنش نشان ندادن بهترین روش نبود.
his underreacting made others question his leadership.
واکنش نشان ندادنش باعث شد دیگران نسبت به رهبری او شک کنند.
it's important to avoid underreacting in critical situations.
در شرایط بحرانی مهم است که از واکنش نشان ندادن خودداری کنید.
underreacting can be a sign of denial.
واکنش نشان ندادن میتواند نشانهای از انکار باشد.
his underreacting during the presentation confused the audience.
واکنش نشان ندادنش در طول ارائه باعث سردرگمی مخاطبان شد.
underreacting to issues
واکنش نشان ندادن به مشکلات
underreacting in crisis
واکنش نشان ندادن در بحران
underreacting to danger
واکنش نشان ندادن به خطر
underreacting to feedback
واکنش نشان ندادن به بازخورد
underreacting to changes
واکنش نشان ندادن به تغییرات
underreacting to threats
واکنش نشان ندادن به تهدیدها
underreacting to stress
واکنش نشان ندادن به استرس
underreacting in situations
واکنش نشان ندادن در موقعیت ها
underreacting to emotions
واکنش نشان ندادن به احساسات
underreacting during events
واکنش نشان ندادن در طول رویدادها
she was underreacting to the news of the layoffs.
او نسبت به خبر تعدیلها واکنش نشان نداد.
his underreacting to the crisis surprised everyone.
واکنش نشان ندادنش نسبت به بحران همه را شگفتزده کرد.
they accused him of underreacting during the emergency.
اتهام وارد کردند که او در زمان بحران واکنش نشان نداد.
underreacting can sometimes lead to bigger problems later.
واکنش نشان ندادن گاهی اوقات میتواند منجر به مشکلات بزرگتر در آینده شود.
she realized that underreacting was not the best approach.
او متوجه شد که واکنش نشان ندادن بهترین روش نبود.
his underreacting made others question his leadership.
واکنش نشان ندادنش باعث شد دیگران نسبت به رهبری او شک کنند.
it's important to avoid underreacting in critical situations.
در شرایط بحرانی مهم است که از واکنش نشان ندادن خودداری کنید.
underreacting can be a sign of denial.
واکنش نشان ندادن میتواند نشانهای از انکار باشد.
his underreacting during the presentation confused the audience.
واکنش نشان ندادنش در طول ارائه باعث سردرگمی مخاطبان شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید