undervaluate

[ایالات متحده]/[ˌʌndəˈvæljuət]/
[بریتانیا]/[ˌʌndərˈvæljuːət]/

ترجمه

v. کم‌بودن ارزش یا اهمیت چیزی را تخمین زدن؛ ارزش چیزی را کمتر از آنچه واقعاً است، ارزیابی کردن؛ ارزش چیزی را به درستی درک نکردن.

عبارات و ترکیب‌ها

undervaluate assets

ارزش دارایی ها را کم تر از واقعیت قیمت گذاری کردن

جملات نمونه

don't undervalue the importance of regular exercise for your health.

اهمیت تمرین منظم برای سلامتی را نکاه نکنید.

the market tends to undervalue companies with strong fundamentals.

بازار تمایل دارد شرکت‌هایی را که اساس‌های قوی دارند، کم‌ارزش بداند.

we shouldn't undervalue the contributions of our frontline workers.

ما باید کم‌ارزشی ندهیم به تلاش کارکنان خط مقدم ما.

it’s easy to undervalue the power of a simple thank you.

ساده است که قدرت یک سپاس ساده را کم‌ارزش بدانیم.

investors often undervalue companies with sustainable business models.

سرمایه‌گذاران اغلب شرکت‌هایی را که مدل‌های کسب و کار پایدار دارند، کم‌ارزش می‌دانند.

please don't undervalue the value of a good education.

لطفاً ارزش یک آموزش خوب را کم‌ارزش نکنید.

the team’s potential was significantly undervalued by the scouts.

پتانسیل تیم توسط مربی‌ها به طور قابل توجهی کم‌ارزش دانسته شد.

we undervalue the role of community in fostering well-being.

ما نقش جامعه در تقویت سلامت را کم‌ارزش می‌دانیم.

the long-term benefits of the project were undervalued by management.

فایده‌های بلندمدت پروژه توسط مدیریت کم‌ارزش دانسته شد.

it’s a mistake to undervalue the importance of customer feedback.

کم‌ارزش دانستن اهمیت بازخورد مشتری یک اشتباه است.

the historical significance of the artifact was initially undervalued.

اهمیت تاریخی این اثر ابتدا کم‌ارزش دانسته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید